ترانه هائی از: مهستی, هایده, ایرج
ترکها
-
1
ديگه بسمه (مهستی)
دیگه بسمه! اهنكساز: حبيب الله بديعى ترانه سر: محمد على شيرازى خواننده: مهستى انتشار ترانه: باييز سال ١٣٥١ دیگە بسمه، رنچ تو گردن بسه ديكه بسمه، كول تو خوردن بسه آخه ديكه دل خون شده، ويروون شده ديك واسه من زندكى زندون شده يه عُمرٍ در آرزويت خدا، خدا كرده دلم هموي أميدشو جز تورها كرده دلم تا كى دل تنك و فريبش بدم؟ با وعدههات صبر وشكيبش بدم ٠٠٠ تا وقتى عاشق نبودم، غم نبود تو زندگی هیچی برام گم نبود تو داغ غم روي بيشونيم زدى آتيش توبر جون و جوونيم زدى ازم كرفتى همه شور منو شكستى تو قلب وغرور منو ديكه با جه أُميدى با غم سر كنم؟ واسه چى دروغ تورو باور كنم!
- 2 گمگشته (ایرج)
-
3
زمونه (هایده)
تو نیمه راه زندگی دل من پر خونه اینجا با این قشنگیاش واسه من زندونه اینجا با این قشنگیاش واسه من زندونه تو نیمه راه زندگی دل من پر خونه اینجا با این قشنگیاش واسه من زندونه وای که تموم نمیشه لجبازیات زمونه وای که تموم نمیشه لجبازیات زمونه سر رامو گرفتی چه بد کردی زمونه غرورم رو شکستی چه بیرحمی زمونه بازم این سو و اون سو منو خوب میکشونی زمونه آی زمونه... ببین کاسه صبرم چه لبریزه زمونه تو غربت خونه کردن غم انگیزه زمونه بازم این سو و اون سو منو خوب میکشونی زمونه آی زمونه... وای که تموم نمیشه لجبازیات زمونه وای که تموم نمیشه لجبازیات زمونه هر چی باهات راه اومدم تو باهام لج کردی رفیق نیمه راه شدی راهتو کج کردی وای که تموم نمیشه لجبازیات زمونه وای که تموم نمیشه لجبازیات زمونه
- 4 از تو به یک اشاره (ایرج)
-
5
جدایی تو (مهستی)
غمگینمو تنها به خلوت شبها شکسته دلمرا جدایی تو چو شعله ی لرزان چو آتش سوزان شرر زده برجان جدایی تو نه برقه امیدی نه نوره نویدی نه صبحه سفیدی در این شب غم به جان زده آذر فراقه تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم عشق تو شد چون دام بلا کرده پریشان حاله مرا چه چاره کنم باجدایی تو در آتش آهم دو دیده براهم که بیتو اسیر سکوت شبم بیا به کنارم بین شب تارم بیاکه دگر جان بود به لبم آتشی زده دردل من بخدا از برای دلم شده درد و بلا جدایی تو نشسته براه تو دل نگران بهار جهان بیتو گشته خزان نه برقه امیدی نه نوره نویدی نه صبح سفیدی در این شب غم به جان زده آذر فراق تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم غمینم و تنها به خلوت شب ها شکسته دلم را جدایی تو چو شعله ی لرزان چو آتش سوزان شرر زده برجان جدایی تو
-
6
بگو چه کنم (هایده)
گر نمیدانی بدان غم در دل تنگم خانه کرده کس نکرده با دلم کاری که غم جانانه کرده خود تو دانی و دل من کز تو غم شد حاصل من گرچه در هر محفلی این فتنه مرا دیوانه خواندی گر نمیدانی بدان عشق تو مرا دیوانه کرده عشق تو را در سینه ام با خون دل پرورده ام از بی وفایی های تو در کوی جنون ره برده ام عشق تو را در سینه ام با خون دل پرورده ام از بی وفایی های تو در کوی جنون ره برده ام اکنون که بی جرم و گنه سوزانده ما را ای دل مکن بهر خدا با او مدارا کنون که امیدی به سینه ندارم بگو چه کنم، بگو چه کنم اگر دل خود را به او نسپارم بگو چه کنم، بگو چه کنم بگو چه کنم
- 7 نه از آهن نه از سنگم خدايا (ایرج)
- 8 بستر غم (مهستی)
- 9 با تو هستم هر كجا هستم (هایده)
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.