دوباره میسازمت وطن
ترکها
-
1
دوباره میسازمت وطن
دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش دوباره میبویماز تو گل به میل نسل جوان تو دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش اگر چه صد ساله مرده ام بگور خود خواهم ایستاد که برکنم قلب اهرمن به نعره آنچنان خویش اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود جوانی آغاز میکنم کنار نوباوگان خویش
-
2
حرکت
حرکت از این بیش شتابان کنیم ولوله در ولوله باران کنیم جنگل و شهر و ده و کوه و کمر از نفس خویش شکوفان کنیم دانه هر گل که تو پرپر کنی باز بکاریم و دو چندان کنیم پای بکوبیم و بر اریم دست خنده زنان ترک سر و جان کنیم روشن از ایمان به طلوعی قریب چوبه اعدام چراغان کنیم دل چو به پیمان خدا داده ایم سر گرو حرمت پیمان کنیم تا تو بدانی چه ما می کنیم هر چه تو گفتی نکنید ان کنیم اتش پنهان درون، برون از دل خاکستر ایران کنیم شعله بگیریم از این اتش و مشعل تاریخ فروزان کنیم مشعل تاریخ فروزان کنیم ساخته یی هر چه تو، ویران کنیم خواب و خیال خوشت اشفته ایم بیش، از این نیز پریشان کنیم می شنوی؟ این تپش طبل ماست باش و ببین تا که چه طوفان کنیم حرکت از این بیش شتابان کنیم ولوله در ولوله باران کنیم
-
3
آذربادگان
ای سر سبز وطن، آذرآبادگان من از تو جدا یکنفس، مبادا ایران من روزگارت بر امان، دور از دست گزند پشت تو بی لرزه باد، همچنان کوه سهند سرفراز یاور ایران من پر غرور خاک ستارخان من آنکه دلش می زند ، نبض جدایی در باد با او سخن می گویم ، تا نگهدارد به یاد آذرآبادگان من، جان جانان من است قیمت خون ارس، رگ ایران من است خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است چه نزدیک تو باشم، چه در غربت غریب و دور... تو را نمی دهم ز دست، ای مرز عشق و شعر و شور مگر بی تو می شود، زمزمه ارس شنید؟ مگر بی تو می شود به معنای وطن رسید؟ سرفراز یاور ایران من پر غرور خاک ستارخان من
-
4
ایران نگاه کن
ایران نگاه کن این جنگل است که ناباورانه می روید بعد از حریق های پیاپی ایران نگاه کن جنگل هنوز پر ز تپش ایستاده است با گیسوانی درهم و رنگین با دست های از جوانه و از گل ایران نگاه کن نگاه کن نگاه ایران نگاه کن دامان خاک جنگل آنک هزار دانه شکفته اینک هزار مشت فشرده من عاشقانه رویش این نسل تازه را در واژه واژه شعر و ترانه ام تصویر می کنم من مرگ را به ترس ترس را به خشم خشم را به عشق سپردم عشق راکنون با خود میان دریای جنگل بردم من در کنار یاران فریاد با هزاران ایران نگاه کن...ایران نگاه کن...ایران نگاه کن
-
5
دوباره میسازمت وطن (اجرای زنده)
دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش دوباره میبویماز تو گل به میل نسل جوان تو دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش اگر چه صد ساله مرده ام بگور خود خواهم ایستاد که برکنم قلب اهرمن به نعره آنچنان خویش اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود جوانی آغاز میکنم کنار نوباوگان خویش
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.