روزگارغریبی است نازنین
ترکها
-
1
نمی دونم
متن آهنگ نمیدونم از عارف نمیدونم دلم دیوونه کیست کجا اواره و در خونه کیست نمیدونم دل سرگشته ما اسیر نرگس مستانه کیست همه بند تنم مانند نى بى مدامم درد هجرانت ز پى بى مرا سوز و گداز تا قیامت خدا دونه قیامت تا به کی بی نمیدونم نمیدونم نمیدونم هوار از اختر شوریده ما فغان از بخت برگردیده ما فلک از کینه بر گذاره رود خون از دل غم دیده ما falak az kine bar gozare roode khoon az del ghame dide ma نمیدونم نمیدونم نمیدونم nemidoonam nemidoonam nemidoonam مرا عشقت ز جان آذر بر آره ز پیکر مشت خاکستر بر آره نهال مهرت از دل گر ببرند هزاران شاخه از هر سر بر آره بمیرم تا تو چشم تر نبینی شرار اه پر اذر نبینی چنان از آتش عشقت بسوزم که از مو رنگ خاکستر نبینی نمیدونم نمیدونم نمیدونم هوار از اختر شوریده ما فغان از بخت برگردیده ما فلک از کینه بر گذاره رود خون از دل غم دیده ما falak az kine bar gozare roode khoon az del ghame dide ma نمیدونم نمیدونم نمیدونم nemidoonam nemidoonam nemidoonam ترانه آهنگ نمیدونم از عارف نمیدونم نمیدونم نمیدونم هوار از اختر شوریده ما فغان از بخت برگردیده ما فلک از کینه بر گذاره رود خون از دل غم دیده ما falak az kine bar gozare roode khoon az del ghame dide ma نمیدونم نمیدونم نمیدونم
-
2
روزگار غریبی است نازنین
متن آهنگ روزگار غریبیست نازنین از عارف دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار غریبی است نازنین و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند روزگار غریبی است نازنین آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود روزگار غریبی است و تبسم را بر لبها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد روزگار غریبی است ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است eblise pirooze mast soor azaye ma ra bar sfre neshaste ast خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد khoday ra dar pastooye khane nahan bayad kard ترانه آهنگ روزگار غریبیست نازنین از عارف شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد روزگار غریبی است ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است eblise pirooze mast soor azaye ma ra bar sfre neshaste ast خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
-
3
خاک من
خسته از آوارگیها آسمان با ما غریبه دست ما تنها و خالی قلب آدمها غریبه بی محبت هر نگاهی شیشه ی چشما غریبه از برای بی پناهان گردش دنیا غریبه خسته از آوارگیها آسمان با ما غریبه دست ما تنها و خالی قلب آدمها غریبه بی محبت هر نگاهی شیشه ی چشما غریبه از برای بی پناهان گردش دنیا غریبه خفته بر لبهای کوچه نغمه های آشنایی در خیابانهای ساکت مانده تنها رد پایی خاک من کو خاک من کو خانه ی من در وطن کو ای خدا اینجا وطن نیست عشق من ایران من کو آنکه سامانی ندارد سر به خشت غم گذارد تن به طوفان می سپارد آنکه دیواری ندارد آسمان بر شوره زاران قطره ای باران نبارد در دل آواره هرگز دانه ی شادی نکارد آنکه سامانی ندارد سر به خشت غم گذارد تن به طوفان می سپارد آنکه دیواری ندارد آسمان بر شوره زاران قطره ای باران نبارد در دل آواره هرگز دانه ی شادی نکارد خفته بر لبهای کوچه نغمه های آشنایی در خیابانهای ساکت مانده تنها رد پایی خاک من کو خاک من کو خانه ی من در وطن کو ای خدا اینجا وطن نیست عشق من ایران من کو
-
4
وقت آمده
متن آهنگ وقت آمده از عارف برخیز ای خورشید شب سوز طغیان آشفته کن خواب این خرقه پوشان برخیز و این چنگ و چگور غم را با زخمه های آتشین بسوزان ای آذر نوش قلب کوه تفتان ای بغض پنهان در سکوت یاران Ey Azar Nosh Galb Koh Taftan Ey Boghz Penhan Dar Sokot Yaran بشکن در خود زنجیر این خموشی وقت آمده برخیز و آتش افشان Beshkan Dar Khod Zanjir In Khamoshi Vaght Amade Barkhiz O Atash Afshan ای روریار ساز و نغمه بر باد در خود گریس در غم گنار وس باید از این شبهای بی صدایی براور این خورشید صبح فریاد ای آذر نوش قلب کوه تفتان ای بغض پنهان در سکوت یاران Ey Azar Nosh Galb Koh Taftan Ey Boghz Penhan Dar Sokot Yaran بشکن در خود زنجیر این خموشی وقت آمده برخیز و آتش افشان Beshkan Dar Khod Zanjir In Khamoshi Vaght Amade Barkhiz O Atash Afshan در پیکرم تا روح اتشم بود تیر و کمان به دست ارشم بود این سر اگر نرفته بر سر دار خون تحفه علاج سرکشم بود ای آذر نوش قلب کوه تفتان ای بغض پنهان در سکوت یاران Ey Azar Nosh Galb Koh Taftan Ey Boghz Penhan Dar Sokot Yaran بشکن در خود زنجیر این خموشی وقت آمده برخیز و آتش افشان Beshkan Dar Khod Zanjir In Khamoshi Vaght Amade Barkhiz O Atash Afshan ترانه آهنگ وقت آمده از عارف در پیکرم تا روح اتشم بود تیر و کمان به دست ارشم بود این سر اگر نرفته بر سر دار خون تحفه علاج سرکشم بود ای آذر نوش قلب کوه تفتان ای بغض پنهان در سکوت یاران Ey Azar Nosh Galb Koh Taftan Ey Boghz Penhan Dar Sokot Yaran بشکن در خود زنجیر این خموشی وقت آمده برخیز و آتش افشان
-
5
بمان مادر
متن آهنگ بمان مادر از عارف تلنگرمیزند بر شیشهها سرپنجه باران نسیم سرد میخندد به غوغای خیابانها دهان كوچه پر خون میشود از مشت خمپاره فشار درد میدوزد لبانش را به دندانها زمین گرم است از باران خون امروز زمین از اشك خونآلوده خورشید سیراب است ببین آن گوش از بن كنده را در موج خون مادر كه همچون لاله از لالای نرم جوی در خواب است بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر ke barane bala mibaradat az aseman bar sar بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر beman madar beman madar dar khane khamooshe khod madar كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر در ماتمسرای خویش را بر هیچكس مگشا كه مهمانی بغیر از مرگ را بر در نخواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر زمین گرم است از باران بیپایان خون امروز ولی دلهای خونین جامگان در سینهها سرد است مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر نگاه خیره را از سنگفرش كوچهها بردار كه اكنون برق خون میتابد از آیینه خورشید دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه میدوزی تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید نخواهی دید نخواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر ببین آن مغز خونآلوده را آن پاره دل را كه در زیر قدمها میتپد بی هیچ فریادی سكوتی تلخ در رگهای سردش زهر میریزد بدو با طعنه میگوید كه بعد از مرگ آزادی زمین میجوشد از خون زیر این خورشید عالم سوز بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز زمین گرم است از باران بیپایان خون امروز ولی دلهای خونین جامگان در سینهها سرد است مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر نگاه خیره را از سنگفرش كوچهها بردار كه اكنون برق خون میتابد از آیینه خورشید دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه میدوزی تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید نخواهی دید نخواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر ke barane bala mibaradat az aseman bar sar بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر beman madar beman madar dar khane khamooshe khod madar ترانه آهنگ بمان مادر از عارف نخواهی دید نخواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر ke barane bala mibaradat az aseman bar sar بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
-
6
مردم همیشه مردم
متن آهنگ مردم همیشه مردم از عارف ای حنجره بریده با خنجر مدارا سرود تازه سر کن از خشم مردم ما از اقتدار شب ساز ، بر خاک ما چه وحشت ما از تبار خشمیم ، ما یک قبیله نفرت بگذار تا بریزند خون من و تو بر خاک که رو به مرگ دارند این کودکان ضحاک فریاد کن به دژخیم این شعر سرخ ایمان faryad kon be dezhkhim in shere sorkhe iman مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران mardom hamishe mardom iran hamishe iran مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران مردم گدازان بد ، این اندک ستمگر با خیل نیزه داران ، سردارهای بی سر مردم پرست ها را به تیر اگر چه بستند اگر چه سینه ها را در دخمه ها شکستند در صبح های سربی با جوخه های اعدام اگر چه هدیه کردند صد شهر گور بی نام نوشته بر لوح خاک ، با خون شب شهیدان مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران ای حنجره بریده با خنجر مدارا سرود تازه سر کن از خشم مردم ما از اقتدار شب ساز بر خاک ما چه وحشت ما از تبار خشمیم ما یک قبیله نفرت بگذار تا بریزند خون من و تو بر خاک که رو به مرگ دارند این کودکان ضحاک فریاد کن به دژخیم این شعر سرخ ایمان faryad kon be dezhkhim in shere sorkhe iman مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران mardom hamishe mardom iran hamishe iran ترانه آهنگ مردم همیشه مردم از عارف که رو به مرگ دارند این کودکان ضحاک فریاد کن به دژخیم این شعر سرخ ایمان faryad kon be dezhkhim in shere sorkhe iman مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران
- 7 موزیک (روزگارغریبی است نازین)
- 8 موزیک (وقت آمده)
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.