صفر
ترکها
-
1
صفر
یه نقطه یه قطرهی خرد از قطرهها آمدهایم رسیده تا عرش خدا سر به ستاره زدهایم روییده بر آوار خویش هر لحظه در تکرار خویش یه نقطه ما بین دو من در گردش پرگار خویش روییده بر خاک عدم خاکستر ویرانهها افتاده دور از اصل خویش تنها ترین دانهها بعد از حریق و انفجار فرو نشستن غبار به سال صفر میرسیم ساعت صفر میرسد در بی زمانی زمین انسان به پایان میرسد جای رسیدن به خدا به ذات حیوان میرسد در بی زمینی زمان در بی زمانی زمین به صفر رجعت کردهایم از اوج انسان تا جنین از صفر مطلق آمده تا بینهایت میرویم اما به بیراههی تن به صفر مطلق میرسیم راهی اوج قلهایم قله بهانه ساز ماست اما نهایت سفر نهایت نیاز ماست حریص اوج خواستنیم جرات گفتن نداریم واسه عبور از پل تن پای گذشتن نداریم به فکر تسخیر فضا آتش به خاک میزنیم این پل پشت سر ماست که بی خبر میشکنیم از صفر تا سال سقوط رفتیم به دنبال سقوط پرواز اما تا کجا پرواز بر بال سقوط بچهها هشیارند چشم و دل بیدارند گوش جان را بگشا که سوالی دارند سبزی باغ چی شد آبی آب چی شد بابا شهر خورشید کجاست سبزی باغ چی شد آبی آب چی شد شهر خورشید کجاست شب مهتاب چی شد چی شد چی شد
-
2
متوقف
وقتی به سفر رفتی دریای غزل خشکید باغ قصه پر پر شد آسمان فرو بارید وقتی به سفر رفتی وقتی به سفر رفتی گریه عادت شب شد هر پنجره ظلمت شد غم حکایت شب شد وقتی به سفر رفتی دنیا متوقف شد وقتی که سفر کردی هر لحظه و در هر جا من منتظرم اما شاید که تو برگردی وقتی که تو برگردی خانه میشود بیدار گل میکند از دیدار خارِ سرِ هر دیوار وقتی که تو برگردی اي عزیز بی تکرار من جوانه خواهم زد میرسد بهار انگار وقتی که تو برگردی وقتی که تو برگردی جان تازه میگیرم بیهوده نمیمانم بیهوده نمیمیرم وقتی که تو برگردی وقتی که تو برگردی وقتی که تو برگردی جان تازه میگیرم بیهوده نمیمانم بیهوده نمیمیرم وقتی که تو برگردی دنیا متوقف شد وقتی که سفر کردی هر لحظه و در هر جا من منتظرم اما شاید که تو برگردی
-
3
نیاز (تنظیم آلترناتیو)
هر گوشه این جهان تورا میجویم در اوج سکوت هم تو را میگویم ای جان جهان و جانم از تو سرشار دست از طلب تو من مگر می شویم هر لحظه با تو بودن یه شعر ناتمامه خاموشی تو دریا دریایی از کلامه دیدار تو غزل ساز دست تو زخمیه ساز چشم تو شهر آواز دریچه ای به پرواز رازو نیاز عاشق محتاج گفت و گو نیست وقت نماز عاشق قبله که رو به رو نیست وقتی که پاسخ عشق درگیر پیچ و تابه بی آنکه من بپرسم دیدار تو جوابه با دست هر نوازش صد حرف تازه داری تصویر روشن عشق در قاب روزگاری با تو بهانه ای هست آبی و دانه ای هست از هر کجای بن بست راهی به خانه ای هست راز و نیاز عاشق محتاج گفت و گو نیست وقت نماز عاشق قبله که رو به رو نیست ما بی نیاز گفتن بی گفتن و شنیدن در حال گفت و گوییم در لحظه های دیدن تو با دل صبورت درماندن و عبورت با من به گفت وگویی در غیبت حضورت با تو بهانه ای هست آبی و دانه ای هست از هر کجای بن بست راهی به خانه ای هست راز و نیاز عاشق محتاج گفت و گو نیست وقت نماز عاشق قبله که رو به رو نیست
-
4
شب آخر (تنظیم آلترناتیو)
سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی.. شبی که شام آخر بود به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری چه قصه محقری چه اول و چه آخری ندانستیم و دلبستیم نپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم سفر با تو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود نمی دیدیم و میرفتیم هزاران سایه با ما بود سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی.. در آن هنگامۀ تردید در آن بن بست بی امید درآن ساعت که باغ عشق بدست باد پرپر بود درآن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود شب آغاز تنهایی شب پایان باور بود سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی.. شبی که شام آخر بود به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری چه قصه محقری چه اول و چه آخری
-
5
همزاد
من به دنبال کسی هستم که حالم را بفهمد زخم بی پروازی ام را از غم بالم بفهمد آن گم شده شاید تویی آنکس که میباید تویی از نا کجای لحظه ها آنکس که می آید تویی من به دنبال کسی هستم خوشا آنکس تو باشی راه پرواز من از من چاره ی محبس تو باشی در فرصت دست و غزل عاشق تر از روز ازل در جستوجویت زنده ام وحشت ندارم از عجل ترک تمنا میکنم آهنگ دریا میکنم از خویشتن گم میشوم گم کرده پیدا میکنم من به دنبال کسی هستم که حالم را بفهمد زخم بی پروازی ام را از غم بالم بفهمد من با تو معنا میشوم از خویش منها میشوم وقتی تو را پیدا کنم در قصه پیدا میشوم دیدار تو میلاد من با زندگی میعاد من در انتظارت زنده ام ای عشق من همزاد من آن گمشده شاید تویی آنکس که میباید تویی از نا کجای لحظه ها آنکس که می آید تویی من به دنبال کسی هستم که حالم را بفهمد زخم بی پروازی ام را از غم بالم بفهمد من به دنبال کسی هستم خوشا آنکس تو باشی راه پرواز من از من چاره ی محبس تو باشی
-
6
نترسون
نترسون باغ و از گل نترسون سنگ و از برف نترسون ماهو از ابر نترسون کوهو از حرف نترسون بیدو از باد نترسون خاک و از برگ نترسون عشق و از رنج نترسون مارو از مرگ نه تیر و دشنه نه دارو زندون ستاره هارو از شب نترسون چه ترسی داره بوسه بر لبِ خونین آزادی چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی از این خاموشه تا خورشید چه ترسی داره پل بستن از این سرچشمه تا دریا خوشا شکفتن و رستن نترسون عاشقارو از این کولاک تاراج به خواب افتادن از عشق پرو باله به معراج نه تیر و دشنه نه دارو زندون ستاره هارو از شب نترسون کجا پروانه ترسید از حریرِ شعله پوشیدن کجا شبنم هراسید از شرابِ نور نوشیدن از این شب گوشه ی خاموش از این تکرار بی رویا سلام ای صبح آزادی سلام ای روشنِ فردا نترسون باغ و از گل نترسون سنگ و از برف نترسون ماهو از ابر نترسون کوهو از حرف نترسون بیدو از باد نترسون خاک و از برگ نترسون عشق و از رنج نترسون مارو از مرگ نه تیر و دشنه نه دارو زندون ستاره هارو از شب نترسون
-
7
دوباره باز خواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت درِ گلخانه ها را باز خواهم کرد تمام آسمان را آبیِ پرواز خواهم کرد تو را در کوچه های کودکی آواز خواهم کرد دوباره باز خواهم گشت دوباره باز خواهم گشت تمام قفل ها را باز خواهم کرد از آنجایی که ماندم ناتمام آغاز خواهم کرد تو را ای خانه ی بر آب تو را ای تشنه ی سیراب تو را آباد خواهم کرد تو را هر لحظه و هرجا تو را هرجای این دنیا تو را فریاد خواهم کرد تو را فریاد خواهم کرد درخت عشق خواهم کاشت سیاهی یا سپیدی نه تمام رنگها را دوست خواهم داشت کبوتر های عاشق را گلهای شقایق را یکایک از قفس آزاد خواهم کرد سبب سازان هجرت را تبر داران ظلمت را به دار نور خواهم بست زمین زادگاهم را که صد ها تکه و پارست دوباره باز خواهم یافت دوباره باز خواهم یافت تو را ای خانه ی بر آب تو را ای تشنه ی سیراب تو را آباد خواهم کرد تو را هر لحظه و هرجا تو را هرجای این دنیا تو را فریاد خواهم کرد تو را فریاد خواهم کرد از آنجایی که ماندم ناتمام آغاز خواهم کرد تو را در کوچه های کودکی آواز خواهم کرد اگر حتی فقط یک روز باقی باشد از عمرم به خانه باز خواهم گشت دوباره باز خواهم گشت به خانه باز خواهم گشت دوباره باز خواهم گشت
- 8 رسیدن (بیکلام)
- 9 با اینکه ازم دوری (بیکلام)
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.