عاشقانه
ترکها
-
1
بهار بهار (هایده )
بهار بهار باز اومده دوباره باز تموم دلها چه بیقراره اما برای من دور ز خونه بهارا هم مثل خزون می مونه بهارا هم مثل خزون می مونه بهار خونه بوی دیگه داره هوای خونه همیشه بهاره اما برای من دور ز خونه بهارا هم مثل خزون می مونه بهارا هم مثل خزون می مونه خونه هزار هزارتا یاد و یادگاری داره بچگی و قلک و عیدی به یادم میاره گلدون یاس رازقی بنفشه های باغچه آینه و شمعدون جهاز مادرو تو طاقچه بهار بهار باز اومده دوباره باز تموم دلها چه بیقراره اما برای من دور ز خونه بهارا هم مثل خزون می مونه بهارا هم مثل خزون می مونه
-
2
سپيده دم (مهستی)
سپیده دم اومد و وقت رفتن حرفی نداریم ما برای گفتن هرچی که بوده بین ما تموم شد این جا برام نیست دیگه جای موندن من میرم از زندگی تو بیرون یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون میخوام برم نگو که دیوونه ای برای موندن ندارم بونه ای وقت خداحافظیه تو گلوم حلقه زده بغض غریبونه ای وقت خداحافظیه تو گلوم حلقه زده بغض غریبونه ای من میرم از زندگی تو بیرون یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون اول آشناییمون یادم میاد یادم میاد گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد اول آشناییمون یادم میاد یادم میاد گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد رو سادگی حرف تو باورم شد تو عاقبت زندگیمو دادی به باد دادی به باد من میرم از زندگی تو بیرون یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون اول آشناییمون یادم میاد یادم میاد گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد اول آشناییمون یادم میاد یادم میاد گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد رو سادگی حرف تو باورم شد تو عاقبت زندگیمو دادی به باد دادی به باد من میرم از زندگی تو بیرون یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون سپیده دم اومد و وقت رفتن حرفی نداریم ما برای گفتن هرچی که بوده بین ما تموم شد این جا برام نیست دیگه جای موندن من میرم از زندگی تو بیرون یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون یادت باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون
-
3
زهر جدایی (هایده)
ندانم ندانی کجایم کجایی کجایی گمونم به کام تو هم ریخته زهر جدایی جدایی بگو سر به بستر تو هر شب به غربت میگذاری میگذاری بگو که تو هم مثل من همزبونی نداری نداری بگو که تو هم روزها را بهر مردن میشماری میشماری میدونم تو هم هیچ امیدی به دیدار دیگر نداری نداری مثل مردن میمونه از همه کس دل بریدن حتی بدتر ز مردن عزیزا رو ندیدن ندیدن ندیدن دل بریدن ندیدن ندیدن ندیدن دل بریدن از بس که غم به سینه من از بس که غم به سینه من بستی راه را دیگر مجال آمد و شد نیست آه را عزیز من مثل مردن میمونه از همه کس دل بریدن حتی بدتر ز مردن عزیزا رو ندیدن ندیدن ندیدن دل بریدن ندیدن ندیدن ندیدن دل بریدن ندیدن ندیدن ندیدن دل بریدن
-
4
دلهای خسته (مهستی)
پس کی دیگه شب میگذره روز میشه پیدا کی وا میشه این غنچه پژمرده تنها قلبها همه بی همدمه پر ماتمه ازهم بگسسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته مجنون اگه عاشق نشه لیلی اگه شیدا زندون میشه این زندگی ویرون میشه دنیا اما حالا راه دلا بسته مهستی کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته وقتی غم تنهائی از ابرا میباره این عشق که افسونش آفتاب رو میاره مجنون در فلبش روی لیلی دیگه بسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته وقتی غم تنهائی از ابرا میباره این عشق که افسونش آفتاب رو میاره مجنون در فلبش روی لیلی دیگه بسته مهستی کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته پس کی دیگه شب میگذره روز میشه پیدا کی وا میشه این غنچه پژمرده تنها قلبها همه بی همدمه پر ماتمه ازهم بگسسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته مجنون اگه عاشق نشه لیلی اگه شیدا زندون میشه این زندگی ویرون میشه دنیا مهستی اما حالا راه دلا بسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته وقتی غم تنهائی از ابرا میباره این عشق که افسونش آفتاب رو میاره مجنون در فلبش روی لیلی دیگه بسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته وقتی غم تنهائی از ابرا میباره این عشق که افسونش آفتاب رو میاره مجنون در فلبش روی لیلی دیگه بسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته پس کی دیگه شب میگذره روز میشه پیدا کی وا میشه این غنچه پژمرده تنها مهستی قلبها همه بی همدمه پر ماتمه ازهم بگسسته کو عشفی که آشتی بده این دلهای خسته
-
5
بجز خدا كسى نیست (هایده)
همه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته اما سازا شکسته همه دلا پر از غم تو چشما اشک ماتم دیگه فریادرسی نیست بجز خدا کسی نیست بجز خدا کسی نیست از عشق نمیشه حرف زد نه از محبت دم زد از عشق نمیشه حرف زد نه از محبت دم زد دیگه کسی نمونده که رفت و خونه ش در زد که رفت و خونه ش در زد همه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته اما سازا شکسته ز بس تنها نشستم درها رو رو خود بستم هم صحبت آینه اونم زدم شکستم آه ای خدا به داد ما نمیرسی مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی آه ای خدا به داد ما نمیرسی مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی دیگه کسی نمونده که رفت و خونه ش در زد که رفت و خونه ش در زد همه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته اما سازا شکسته ز بس تنها نشستم درها رو رو خود بستم هم صحبت آینه اونم زدم شکستم آه ای خدا به داد ما نمیرسی مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی آه ای خدا به داد ما نمیرسی مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی دیگه کسی نمونده که رفت و خونه ش در زد که رفت و خونه ش در زد همه دلا پر از غم تو چشما اشک ماتم دیگه فریادرسی نیست بجز خدا کسی نیست بجز خدا کسی نیست بجز خدا کسی نیست بجز خدا کسی نیست بجز خدا کسی نیست بجز خدا کسی نیست
-
6
غمگين و تنها (مهستی )
من تو رو دوست دارم اندازه دنیا نمیتونم که بمونم بی تو اینجا شبا وقتی میمونم خسته و تنها تا بیای میشمرم ثانیه ها را تو همونی سهم من از عاشقی و آشنایی اگه دوری اگه نزدیک با دل من همصدایی غمگین و تنها بودم وقتی تو پیدا شدی گل باغم شدی واسه تشنگیها یه بهانه تا من بمونم اینجا غمگین و تنها بودم وقتی تو پیدا شدی گل باغم شدی واسه تشنگیها یه بهانه تا من بمونم اینجا من میخوام پنجره ها رو به خورشید وا بشه شب دلتنگی از این خونه بره تو بمونی من میخوام روزای بد روز آفتابی بشه شب خاکستری مهتابی بشه تو بمونی تو بمونی تو که دستات داره بوی مهربونی غمگین و تنها بودم وقتی تو پیدا شدی گل باغم شدی واسه تشنگیها یه بهانه تا من بمونم اینجا غمگین و تنها بودم وقتی تو پیدا شدی گل باغم شدی واسه تشنگیها یه بهانه تا من بمونم اینجا من میخوام پنجره ها رو به خورشید وا بشه شب دلتنگی از این خونه بره تو بمونی من میخوام روزای بد روز آفتابی بشه شب خاکستری مهتابی بشه تو بمونی تو بمونی توکه دستات داره بوی مهربونی غمگین و تنها بودم وقتی تو پیدا شدی گل باغم شدی واسه تشنگیها یه بهانه تا من بمونم اینجا غمگین و تنها بودم وقتی تو پیدا شدی گل باغم شدی واسه تشنگیها یه بهانه تا من بمونم اینجا
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.