فریاد زیر آب
ترکها
-
1
قلندر
در به در هميشگي كولي صد ساله منم خاك تمام جاده هاست جامه ی كهنه تنم هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام تا تو مرا زنده كني هزار بار مرده ام شب از سرم گذشته بود در شب من شعله زدي براي تطهير تنم صاعقه وار آمده اي قلندرم قلندرم گمشده ی در به درم فرو تر از خاك زمين از آسمان فراترم قلندرانه سوختم لب از گلايه دوختم برهنگي خريدمو خر قه ی تن فروختم هوا شدي نفس شدم تيشه زدي ريشه شدم آب شدي عطش شدم سنگ زدي شيشه شدم قلندرم قلندرم گم شده ی در به درم فروتر از خاک زمین از آسمان فراترم تهی زقهر و کین شدم برهنه چون زمین شدم مرا تو خواستي اينچنين ببين كه اينچنين شدم سپرده ام تن به زمين خون به رگ زمان شدم سایه صفت در پی تو راهی لامکان شدم هیچ شدم تا که شوم سایه ی تو وقت سفر مرا به خویشتن بخوان به باغ آیینه ببر قلندرم قلندرم ...
-
2
جشن دلتنگی
شب آغاز هجرت تو شب در خود شکستنم بود شب بی رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود شب بی تو شب بی من شب دل مرده های تنها بود شب رفتن شب مرد ن شب دل کندن من از ما بود واسه جشن دلتنگی ما گل گریه سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمین هم ستاره بد بود از هجرت تو شکنجه دیدم کوچ تو اوج ریاضتم بود چه مومنانه از خود گذشتم کوچ من از من نهایتم بود به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من سهم من جز شکستن من تو هجوم شب زمین نیست با پر و بال خاکی من شوق پرواز آخرین نیست بی تو باید دوباره بر گشت به شب بی پناهی سنگر وحشت من از من مر هم زخم پیر من کو؟ واسه پیدا شدن تو آینه جاده ی سبز گم شدن کو؟ بی تو باید دوباره گم شد تو غبار تباهی با من نیاز خاک زمین بود تو پل به فتح ستاره بستی اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من شب بی تو شب بی من شب دل مرده های تنها بود شب رفتن شب مردن شب دل کندن من از ما بود
-
3
خورشید خانم
خورشید خانم آفتاب کن شبو اسیر خواب کن مجمر نور و بردار یخ زمین و اب کن گلهای باغچه خوابن غمری های پیر و خسته قناری های عاشق بال صداشون بسته فواره های خاکی تن نمیدن به پرواز شمع و گل و پروانه جا نمیشن تو آواز خورشید خانم آفتاب کن شبو اسیر خواب کن مجمر نور و بردار یخ زمین و آب کن مرواریدای نورو بپاش تو دامن اب ما رو ببر به جشن گندم و عشق و آفتاب سوار اسب نور شو زمین و اندازه کن دستمال آبی بردار قلبامونو تازه کن خورشید خانم آفتاب کن شبو اسیر خواب کن مجمر نور و بردار یخ زمین و آب کن خورشید تن طلایی زمین برات هلاکه نگو طلا که پاکه چه منتش به خاکه زمین که عاشق توست حیفه تو شب بمیره حیفه سراغتو از ستاره ها بگیره خورشید خانم آفتاب کن شبو اسیر خواب کن مجمر نور و بردار یخ زمین و آب کن خورشید خانم آفتاب کن شبو اسیر خواب کن مجمر نور و بردار یخ زمین و آب کن
-
4
از تو
هرچه را ساختم عاقبت شكست شكست شكست من با هميشه باختم باختم باختم باختم باختم من نه آبشار من نه جويبار من نه چشمه سار من نه سبزه و نه رود من نه بر آسمان گرم مهر دميده اي من نه از شاخ سرد قهر رميده زود هرچه بود از تو بود هرچه بود از تو بود از تو بود از تو بود من هميشه شوره زار من هميشه دست باز من طلوع دائم نياز من هميشه با هميشه ساختم من هميشه در هميشه سوختم من هميشه با سوزن نگاه با نخ آرزو روزها هفته ها ماهها سالها را به هم دوختم هرچه بود از تو بود هرچه بود از توبود از تو بود از تو بود
-
5
اجازه
کوهو ميذارم رو دوشم رخت هر جنگو می پوشم موجو از دريا می گيرم شيره ی سنگو می دوشم ميارم ماهو تو خونه می گيرم با دو نشونه همه ی خاک زمينو می شمارم دونه به دونه اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاری نداره اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاری نداره دنيا رو کولم می گيرم روزی صد دفعه مي ميرم می کنم ستاره ها رو جلوی چشات می گيرم چشات حرمت زمينه يه قشنگ نازنينه تا اگه می خوای نذارم هيچ کسی تو رو ببينه اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاری نداره اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاری نداره چشم ماهو در ميارم يه نبردبون ميارم عکس چشمتو می گيرم جای چشم اون ميزارم آفتاب و ورش می دارم واسه چشمات در ميذارم از چشام آينه می سازم با خودم برات ميارم اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاری نداره اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاری نداره
-
6
فریاد زیر آب
ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا چه دریایی میان ماست . خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل . خوشا فریاد زیر اب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم .اگر بیدار . اگر مستم . اگر هشیار مرا یارای بودن نیست . تو یاری کن . مرا ای یار تو ای خاتون خواب من . من تن خسته را در یاب مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب همیشه خواب تو دیدن . دلیل بودن من بود چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا نه از دور و نه از نزدیک . تو از خواب امدی ای عشق خوشا خود سوزی عاشق .مرا اتش زدی ای عشق خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن
-
7
عشق من عاشقم باش
تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش غریبه از من و ما . عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازم با غربت من بساز .تا با خودم بسازم عشق من عاشقم باش. عشق من عاشقم باش تو خواب عاشقا رو تعبیر تازه کردی کهنه حدیث عشق و تفسیر تازه کردی گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن وقتی که هق هق عشق . زجهء احتیاجه سر جنون سلامت که بهترین علاجه عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست عشق من عاشقم باش . نذار بیفتم از پا بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
-
8
به خود رسیدن
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود بی تو برای شاعری . واژه خبر نمیشود بغض دوباره دیدنت . از تو به در نمیشود فکر رسیدن به تو . فکر رسیدن به من از تو به خود رسیده ام . این که سفر نمیشود بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود دلم اگر به دست تو . به نیزه ای نشان شود برای زخم نیزه ات . سینه سپر نمیشود صبوری و تحملم . همیشه پشت شیشه ها پنجره جز به بغض تو . ابری و تر نمیشود بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود صبور خوب خانگی . شریک زجه های من خنده خسته بودنم . زنگ خطر نمیشود حادثه یکی شدن . حادثه ای تازه نبود مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود به فکر سر سپردنم . به اعتماد شانه ات گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود همیشگی ترین من . لاله نازنین من بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
-
9
نفرین نامه
شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی همبغض معصومت را نشکفته پرپر کردی همبغض معصومت را نشکفته پرپر کردی ننگت باد ای دست من ای هرزه گرد بینبض آن سرسپردهات را بی یار و یاور کردی ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو با این نادرویشیها آخر چرا سر کردی دستی با این بیرحمی دیگر بریده بهتر بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی سربرده در گریبان بیخودتر از همیشه حیفت نهایتی که با من برابر کردی ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو با این نادرویشیها آخر چرا سر کردی دستی با این بیرحمی دیگر بریده بهتر بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی زهر این نفرین نامه جای خون در من جاری این آخرین شعرم را پیش از من از بر کردی ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو با این نادرویشیها آخر چرا سر کردی دستی با این بیرحمی دیگر بریده بهتر بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی زجری همیشه بهتر با من ترحم هرگز بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی بر من فرود
-
10
برادر جان
برادر جان نمیدونی چه دلتنگم برادر جان نمیدونی چه غمگینم نمیدونی . نمیدونی . برادر جان گرفتار کدوم طلسم و نفرینم نمی دونی چه سخته در به در بودن مثل طوفان همیشه در سفر بودن برادر جان . برادر جان . نمیدونی چه تلخه وارث درد پدر بودن دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه دلم تنگه از این روزهای بی امید از این شبگردیهای خسته و مایوس از این تکرار بیهوده دلم تنگه همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه دلم خوش نیست . غمگینم برادر جان از این تکرار بی رویا و بی لبخند چه تنهایی غمگینی . که غیر از من همه خوشبخت و عاشق . عاشق و خرسند به فردا دلخوشم . شاید که با فردا طلوع خوب خوشبختی من باشه شبو با رنج تنهایی من سر کن شاید فردا روز عاشق شدن باشه دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.