مسبب
ترکها
-
1
مسبب (داریوش)
الهی به مستان...الهی به مستان جام شهود به عقل آفرینان...به عقل آفرینان بزم وجود به آنان که...به آنان که بی باده . مست آمدند ننوشیده می . می پرست آمدند دلم مجمر آتش تور کن . گلم ساقر آب انگور کن به ساقرکشان شراب ازل . به میخوارگان می لمیزل به عشقی که شد از ازل آشکار . به حسنی که شد عشق را پرده دار دلم مجمر آتش تور کن . گلم ساقر آب انگور کن در این حال مستی صفا کردم تو را ای خدا من صدا کردم از این روزگاری که من دیده ام چه شبها خدایا خدا کردم نهادم سر سجده بر خاکت به درگاهت امشب دعا کردم شرار عمر فانی من . طلوع جاودان تویی تو نشان ناتوانی من . توان بی نشان تویی تو تو شور عشقم داده ای . مرا تو رسوا کرده ای به کوی اهل دل مرا . تو مست و شیدا کرده ای کجا روم که چاره ساز . ای خدا تویی نیاز هر چه بی نیار . ای خدا تویی
-
2
زهره (داریوش)
رختخواب مرا مستانه بنداز توپیچ پیچ ره میخانه بنداز عزیزم سوزنه دست تو بودوم میون پنجه و شصت تو بودوم نازنینم مه جبینم بخوابم بلکه در خوابم ببینم یاد از آن روزی که بودی زهره یار من دور از چشم رقیبان در کنار من حالی و خالیست جایت ای نگار من در شام تار من آخر کجایی زهره یاد داری زهره آن روزی که در صحرا دست اندر دست هم گردش کنان تنها راه می رفتیم و در بین شقایقها بود عالم ما را لطف و صفایی زهره چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم سخت گشتی از من و کردی چنین خوارم خود نکردی ز اکراهت نازنین یارم من همچو تو دارم آخر خدایی زهره بود هنگامه غروب آن روز افق زیبا ایستادیم از برای دیدنش آنجا تکیه تا بر سینه ام دادی سر خود را گفتیم و گفتنها بس رازهایی زهره
-
3
سقف (گوگوش)
سقف ما هر دو يه سقف ديوارامون يه ديوار آسمون يه آسمون بهارامون يه بهار اما قلبامون دوتا دستامون از هم جدا گريه هامون تو گلو خنده هامون بی صدا نتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز تو مثل گنگی رمز توی يك كتيبه ای كه هميشه با منی اما برام غريبه ای هنوزم ما مي تونيم خورشيدو از پشت ابر صدا كنيم نمی تونيم؟ می تونيم بهارو با زمين خسته آشنا كنيم نمی تونيم؟ هم شب و هم گريه ايم درد تو درد منه بگو هم غصه بگو ديگه وقت گفتنه بغض ما نمي تونه اين سكوتو بشكنه مردم از دست سكوت يكيمون حرف بزنه
-
4
بالای نی (داریوش)
وقت از نی کر شدن وقت عریانتر شدن گم شدن پیدا شدن بی در و پیکر شدن رد شو از هر نا بلد در عبور از فصل بد رو به این بی منظره این غزل کش این جسد این همه بی خاطره این همه بی پنجره خیل خود جلاد تلخ این زلال باکره بشنو از نیهای نی بشنو از بالای نی بشنو از نیهای نی بشنو از بالای نی قاریان ما به دار خلوت ما بی حصار مسلخ سبزینه ها جنگل بی برگ و باد بشنو از این زخم جان بشنو از این ناگهان بشنو از من بی دریغ در حضور غایبان رد شو از آوار برگ رد شو از فصل تگرگ رد شو از این زان حریر رد شو از دیوار مرگ پر کن از نی نای نی بغض سیل آسای نی بشنو از دل ضربهها بشنو از آوای نی وقت از نی کر شدن وقت عریانتر شدن گم شدن پیدا شدن بی در و پیکر شدن بشنو از نیهای نی بشنو از بالای نی بشنو از نیهای نی بشنو از بالای نی قاریان ما به دار خلوت ما بی حصار مسلخ سبزینهها جنگل بی برگ و باد بشنو از این زخم جان بشنو از این ناگهان بشنو از من بی دریغ در حضور غایبان رد شو از آوار برگ رد شو از فصل تگرگ رد شو از این زان حریر رد شو از دیوار مرگ پر کن از نی نای نی بغض سیل آسای نی بشنو از دل ضربهها بشنو از آوای نی وقت از نی کر شدن وقت عاشقتر شدن گم شدن پیدا شدن وقف یکدیگر شدن بشنو از نیهای نی بشنو از بالای نی بشنو از نیهای نی بشنو از بالای نی
-
5
منتظر (گوگوش)
مثل اسم خودم اینو می دونم می دونم که یک نفر یه روز می یاد می دونم که وقتی از راه برسه هر چی که خوبه واسه منم می خواد درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم وقتی از راه برسه با بوسه ای قفل این غمستونو وا می کنه منو توی شهر دیگه می بره با هوای تازه آشنا می کنه درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم توی این خونه دربسته توی این صندوق سربسته همه آرزو هام جور می شه میون دیوارای سنگی میون این همه دلتنگی شوق زندگی ازم دور می شه یه نفر داره می یاد دیوارارو ور داره یه نفر داره می یاد زندگی رو می یاره درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم توی این خونه دربسته توی این صندوق سربسته همه آرزو هام جور می شه میون دیوارای سنگی میون این همه دلتنگی شوق زندگی ازم دور می شه تو اونی اون یک نفر ای هم شب تن خسته می تونی کلید باشی واسه درای بسته درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده دیدنتو تو کوچه ها جار می زنم درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده دیدنتو تو کوچه ها جار می زنم درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده دیدنتو تو کوچه ها جار می زنم
-
6
چی بگم (داریوش)
چی بگم وقتی که آفتاب نمیتابه وقتی بارون نمیباره وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون میناله وقتی دیواری به دستی نمیلرزه دل سلاخی از این حوض پر از خون نمیترسه چی بگم زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه چی بگم وقتی قناری تو بهار هم نمیخونه توی آسمون ابری یه ستاره نمیمونه وقتی حوضا پره خونه دستا بستن شعر آزادی را هیچکی نمیخونه چی بگم زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت رو به سوی ظلمت شبهای بیفردا گریخت بی تو ای آزادی ای والا کلام گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت
-
7
مثل تو (گوگوش)
صدای تو بیداری بیشه آواز سبز برگه صدای تو پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه صدای تو آهنگ شکستن بغض یه دنیا حرفه تصویری از آواز صریح قندیل نور و برفه هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو منو باور نکرد هیچ کی با من مثل تو توی نقب شب من سفر نکرد هیچ کی مثل تو نبود ساده مثل بوی پاک اطلسی یا بلوغ یه صدا میون دغدغهء دلواپسی هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود تو غرورت مثل کوه مهربونیت مثل بارون مثل آب مثل یه جزیره دور مثل یه دریا پر از وحشت خواب هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نرفت هیچ کی مثل تو نموند شعرای تنهاییمو هیچ کی مثل تو نخوند همه حرفام مال تو همه شعرام مال تو دنیای من شعرمه همه دنیام مال تو هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود
-
8
من و تو (داریوش)
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم میگم ای دل . دل آلوده به درد اگه روزی بکشم ناله سرد آه و نالم میگیره دومنشو آتیش عشق میسوزونه تنشو شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم تو مصیبتکشی ای دل . میدونم میون آتیشی ای دل . میدونم داری پرپر میزنی . جون میکنی اینو از اشکای چشمت میخونم شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم دیگه دل طفلکی دیوونه شده مثل من دربدر از خونه شده نداره هیچکسو این دل . میدونم دیوونه همدم دیوونه شده شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.