معجزه خاموش
ترکها
-
1
شطرنج
از پس پرده نگاه کن مثل شطرنج زمونه هر کسی مثل یه مهره توی این بازی می مونه یکی مثل ما پیاده یکی صد ساله سواره یه نفر خونه به دو شو یکی دوتا قلعه داره یه طرف همه سیاهو یه طرف همه سفیدن روبروی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن اونا که اول بازی توی خونه ی تو ومن پیش پای اسب دشمن مهره ها رو سر بریدن ببین امروزم تو بازی همشون شاه و وزیرن هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر می گیرن تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمی شه به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت تاج و از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت
-
2
تقویم
تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت
-
3
ساعت شوم
توی این ساعت شوم ، توی این فصل کبود وسط تعزیه ی هیشکی نیست ، هیشکی نبود توی هیر و ویر این جشن جنجال سکوت کی صداتو برده میهن خشم آلود خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده مگه تو تقویم سکون ، ستاره تو چاه کیه سال روی شاخ چی و خندق سر راه کیه بگو تو فال قهوه مون ،عجوزه بدخواه کیه آفتاب لب بوم کی و عقرب روی ماه کیه خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده خونه از گریه پره ، کوچه از مرگه غزل توی ویرونیه باغ ، نعش گل بغل بغل قطره ای اشک اینجا ، شعله ای آب اونجا پاره ای گل اینجا ، تیکه ای ماه اونجا کوچه تا کوچه هراس ، خونه تا خونه عزا دل به دل نفرین و لب به لب نعش دعا لشگر گل خوار رو کی به راه انداخته خواهر خورشید و کی به چاه انداخته خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده خورشید تو کی برده و کی سایه تو آتیش زده که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده
-
4
شبتاب
دل رویا گرفته ، چه کابوسی ، مگه نه نه خورجینی ، نه اسبی ، نه فانوسی ، مگه نه نه گلدسته ، نه محراب ، نه ناقوسی ، مگه نه بر این تخته شکنجه ، نه طاوسی ، مگه نه در این خوابه بده بد ، من و تو خوبه خوبیم من و تو شرق و غربیم ، شمالیم و جنوبیم چه تصویره غریبی ، همه بی سر ، مگه نه یکی شده با زمین باله کفتر ، مگه نه گل قالی سر دار پلاسیده ، مگه نه سر چل گیس قصه تراشیده ، مگه نه نترس از این سیاهی تو شبتابی ، مگه نه نترس از مرگ دریا خود آبی ، مگه نه در این خوابه بده بد ، من و تو خوبه خوبیم من و تو شرق و غربیم ، شمالیم و جنوبیم هنوز دست تو تنها خود سازه ، مگه نه با تو جمعه ی دلگیر چه دل بازه ، مگه نه صدای تو بی پایان سر آغازه ، مگه نه خواب این شرم شرقی چقدر نازه ، مگه نه نترس از این سیاهی تو شبتابی ، مگه نه نترس از مرگ دریا خود آبی ، مگه نه در این خوابه بده بد ، من و تو خوبه خوبیم من و تو شرق و غربیم ، شمالیم و جنوبیم در این خوابه بده بد ، من و تو خوبه خوبیم من و تو شرق و غربیم ، شمالیم و جنوبیم
-
5
دل تنگم
امروز چه دلتنگم امروز چه دلتنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه کمرنگم امروز چه دلتنگم خاکستریم انگار هم خاطره ی زنبق ، یک لحظه پس از رگبار امروز چه دلتنگم از جنس تکاپوی مصنوعیه فواره بر حاشیه ی تکرار امروز چه دلتنگم مبهوت و کبود و گس بر حضور مجروحم ، چه فاخته ، چه کرکس چه سرخه خیابان و چه قهوه ای کوچه شکله سایه ی ابرم ، بودنی سیاه و بس امروز چه دلتنگم امروز چه دلتنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم بر مرکب چوبینم ، از کوچ نمی مانم هم ساعته میدان چه بر دایره می رانم بی حوصله ،بی رویا ، دریاچه ی اندوهم تدفین جرگه و جنگل ، سوگواریه کوهم آه ، ای منه جان خسته عصیان فروخفته انفجاره پنهان و افسانه ی ناگفته امروز که دلتنگم ، ناگهانه طغیان کن شهر بهت و بهتان را به حادثه مهمان کن امروز چه دلتنگم امروز چه دلتنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
-
6
معجزهٔ خاموش
طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده/ یه آه... خداحافظ... یه فاجعه ی ساده/ خالی شدم از رؤیا... حسی منو از من برد/ یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد/ ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو/ یه لحظه, فقط یه آه, همجنس شکفتن شو/ از روزن این کنج خاکستری پرپر/ مشغول تماشای ویرون شدن من شو/ برگرد با برگشتن از فاصله دورم کن/ یه خاطره با من باش یه گریه مرورم کن/ از گرگر بی رحم این تجربه ی من سوز/ پرواز رهایی باش به ضیافت دیروز/ به کوچه که پیوستی, شهر از تو لبالب شد/ لحظه, آخر لحظه شب عاقبت شب شد آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود/ راهی شدن حرف نقطه چین پایان بود/ ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو/ یه لحظه, فقط یه آه, همجنس شکفتن شو/ از روزن این کنج خاکستری پرپر/ مشغول تماشای ویرون شدن من شو
-
7
همدرد
با تو ای همدرد ، ای عشق با تو درمان یافت این دل خانه ات جاوید آباد از تو سامان یافت این دل ای سراپا عاطفه ، جز یاریت یاری ندارم ای کلامت شعر بوسه ، بی تو غم خواری ندارم آسمان خانه ات یه کهکشان رنگین کمان است و آن نگاهت روشنی چون نو عروس آسمان است زندگانیت ترانه ، گریه هایت عاشقانه واژه هایت ساده گویی ، گفتگوی کودکانه دیدگانت بامدادان ، اشکهایت چشمه ساران چهره ات رنگ سپیده ، گونه هایت لاله زاران گیسوانت آبشاران ، زلف جنگل زیر باران پیکرت آمیزه ای از عطر پاکه گلعذاران با تو ای همدرد ، ای عشق با تو باران در بهاران مثله یک قطره تو دریا گم شدن در جمع یاران با تو ای همزاد ، همدل با تو ام بی باده مستم سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم ای سرا پا بی نیازی در کنارت بی نیازم با تو رودم ، با تو ابرم هم نشیبم ، هم فرازم آب و خاک و باد و آتش خانه در تو ، جمله در تو مهر و کین و خشم و بخشش جمع در تو ، سر به سر تو آفتاب و آسمانی ، بی نهایت بی کرانی دشمنه سردی و ظلمت ، روشنی بخشه جهانی آفتاب و آسمانی ، بی نهایت بی کرانی دشمنه سردی و ظلمت ، روشنی بخشه جهانی
-
8
تصویر رویا
شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه شبیه عکسه یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو می گرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی شب از جایی شروع می شه که تو چشماتو می بندی تو رو آغوش می گیرم تنم سر ریزه رویا شه جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه تورو آغوش می گیرم هوا تاریک تر می شه خدا از دست های تو به من نزدیک تر می شه زمین دور تو می گرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تمام خونه پر می شه از این تصویر رویایی تماشا کن ، تماشا کن چه بی رحمانه زیبایی
-
9
آواز پریها
شعله زد عشق و من از نو نو شدم پر شدم از عشق تو مملو شدم شوق شیدایی مرا از من گرفت من به خود برگشتم از تو تو شدم آه ، با تو من چه رعنا می شوم آه ، از تو من چه زیبا می شوم عطر لبخنده خدا می گیرم و شکل آواز پری ها می شوم با تو من هم جامه ی شب می شوم هم طپش با گرگره تب می شوم با تو من هم بستره گلبرگ ها از شکفتن ها لبالب می شوم شعله زد عشق و من از نو نو شدم پر شدم از عشق تو مملو شدم شوق شیدایی مرا از من گرفت من به خود برگشتم از تو تو شدم آه ، با تو من چه رعنا می شوم آه ، از تو من چه زیبا می شوم عطر لبخنده خدا می گیرم و شکل آواز پری ها می شوم آه ، هستی جز تمنای تو نیست آه ، لذت جز تماشای تو نیست یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام زندگی جز مرگ در پای تو نیست شعله زد عشق و من از نو نو شدم پر شدم از عشق تو مملو شدم شوق شیدایی مرا از من گرفت من به خود برگشتم از تو تو شدم آه ، با تو من چه رعنا می شوم آه ، از تو من چه زیبا می شوم عطر لبخنده خدا می گیرم و شکل آواز پری ها می شوم
-
10
راهی
در تب و تاب رفتنم به فکر راهی شدنم تو ای همیشه همسفر مرا شناختی تو اگر مرا پس از من بنویس به هرکس از من بنویس ای تو هوای هر نفس هر نفس از من بنویس مرا به دنیا بنویس همیشه تنها بنویس به آب وخاک،آتش و باد برای فردا بنویس تو جان من باش و بگو به یاد من باش و بگو میلاد من باش و بگو جانان من باش و بگو نفس اگر امان نداد روی خوشی نشان نداد رفت و دوباره برنگشت مرا دوباره جان نداد دست و زبان من تو باش نامه رسان من تو باش حافظه ی تبار من نام و نشان من تو باش بگو حکایت مرا قصه ی هجرت مرا توشه ای از غزل ببخش راه زیارت مرا تو جان من باش و بگو جانان من باش و بگو به یاد من باش و بگو میلاد من باش و بگو نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو بر سر گلدسته عشق اذان من باش و بگو بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد از آن سوی آبی آب خبر نشد خبر نداد تو جان من باش و بگو به یاد من باش و بگو میلاد من باش و بگو جانان من باش و بگو تو جان من باش و بگو به یاد من باش و بگو میلاد من باش و بگو جانان من باش و بگو به یاد من باش و بگو
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.