نديم
ترکها
-
1
نديم
ای ندیم روز و شبم ای همدم دیرین من ای نشان عشق و وفا ای مایه ی تسکین من عاشقتر از عاشق تویی ای بانی آسایشم دل داده ی لایق تویی ای مایه ی آرامشم ای ناجی عشق آفرین تو محرم راز منی ای آشنابا درد من تو شعر آواز منی سوز منی ساز منی عاشق تر از عاشق تویی ای بانی آسایشم دلداده لایق تویی ای مایهء آرامشم در حریم اندیشه ام پروانه ی خوشبال منی ای همیشه مقصود من تو کعبهء آمال منی عاشقتر از عاشق تویی ای بانی آسایشم دل داده ی لایق تویی ای مایه ی آرامشم در ذهن من تنها تویی بالاتر از پندار من ای تکیه گاه هستی ام ای برتر از گفتار من ای مایه کردار من عاشقتر از عاشق تویی ای بانی آسایشم دل داده ی لایق تویی ای مایه ی آرامشم عاشقتر از عاشق تویی ای بانی آسایشم دل داده ی لایق تویی ای مایه ی آرامشم
-
2
روزگار نامهربون
زندگی ای روزگار ای چرخ گردون توی سینه قلبمو این قدر نلرزون ای فلک ای بانی افسونگریها با دلم کمتر کن این بازیگریها هر که هستی هر چه هستی بس کن این نامهربونی روزگار ای شاهد ویرونی ما خشم و قهرت باعث حیرونی ما ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون روی زخمامون دیگه نمک نپاشون گاهی زشتی گاهی خوبی هم طلوعی هم غروبی بعضی وقتا مهربونی بعضی وقتا خصم جونی اما وقتی سره قهری بدتر از تلخیه زهری تو کی هستی تو چی هستی هوشیاری یا که مستی هر که هستی هر چه هستی بس کن این نامهربونی هر که هستی هر چه هستی بس کن این نامهربونی ای که حیرونی تو از سر سختس ما شاید آزارت می ده خوشبختی ما ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون روی زخمامون دیگه نمک نپاشون روزگار ای شاهد ویرونی ما خشم و قهرت باعث حیرونی ما هر که هستی هر چه هستی بس کن این نامهربونی هر که هستی هر چه هستی بس کن این نامهربونی
-
3
نشانى ازتو مى بينم
نمی دانی که من در هر ستاره که مه را تا سحر یار و ندیم است و یا در چهره سرخ شقایق که خود بازیچة دست نسیم است نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم نمی دانی که من در قطرة اشک که روزی مظهر خشم تو بوده ویا در شط خونین افقها که روزی منظر چشم تو بوده نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم در اندوه غریبان در آه بی نصیبان در آن شبنم در آن گل در عشق پاک بلبل در ایام بهاران در آب چشمه ساران در آن سر گشتگیها در این گمگشتگیها نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم من اینک در رواق کهکشانها در آوای حزین کاروانها درآن رنگین کمان پیرو خسته در آن اشکی که بر مژگان نشسته درآن جامی که خالی مانده از می در آوایی که برمی خیزد از نی نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم در اندوه غریبان در آه بی نصیبان در آن شبنم در آن گل در عشقپاک بلبل در ایام بهاران در آب چشمه ساران در آن سر گشتگیها در این گمگشتگیها نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم
-
4
فاجعه
بخواب ای مهربان ای یار بخواب ای کشتهء بیدار بخواب ای خفتهء گلگون بخواب ای غوطه ور در خون سکوت سرخ خاک تو صدای نینوا دارد در این دم کرده گورستان تگرگ مرگ می بارد به سوک تو در این مقتل کدامین مویه و شیون سکوت یأس در خانه هجوم مرگدر برزن تمام سینه هاعریان تمام چهره ها خونین تمام دست ها خالی تمام چشم هاغمگین به خاک مسلخافتادند در این صحرایخونباران برادرهاجدا از هم پدرها بی پسرهاشان تو ای تن خفتهء گمنام بخواب اکنون که بسیاری لا لا لا لا ،لا لا لا لا بخواب آری که بیداری در این ویرانه خاک تو که شد یک باره چون صحرا به یادتباغ می سازند برادرهای فرداها به سوگ تو در این مقتل کدامین مویه و شیون سکوت خشم در خانه هجوممرگ در برزن
-
5
بمن نگودوست دارم
حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا حالا که دل توشده فرسنگها دور از خدا به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه نگو فقط تو رو دارم که باورم نمیشه تو بااین چرب زبونی هی به من دروغ میگی میخواهی گولم بزنی هی به من دروغ میگی به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه نگو فقط تو رو دارم که باورم نمیشه تو با دل شکسته ام انقده جفا نکن تو اگه دوستم نداری اینجوری بد تا نکن به من نگو دوست دارم که باورم نمیشه نگو فقط تو رو دارم که باورم نمیشه
- 6 آهنگ
-
7
عشق بى حاصل
در شبی غمگینتر از من قصه رفتن سرودی تاکه چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی تاکه چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی ای دریغادل سپردن به عشق تو بیهوده بود وعدهها و خندههای تو به نیرنگ آلوده بود ای ز خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم چلچراغ روشن بیگانه بودی سوختم و بیهوده خاموشت نکردم رفتی اما قلب من راضی نشد بر تو و بر عشق خود نفرین کنم بی تو شاید بعد از این افسانهها ترک عشق و این غم دیرین کنم ای دریغادل سپردن به عشق تو بیهوده بود وعده هاو خندههای تو به نیرنگ آلوده بود ای زخاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم چلچراغ روشن بیگانه بودی سوختم و بیهوده خاموشت نکردم رفتی اما قلب من راضی نشد بر تو و بر عشق خود نفرین کنم بی تو شاید بعد از این افسانهها ترک عشق و این غم دیرین کنم
-
8
چى ميشه گفت
وای که چقد این دل عاشق بلاس میون دل با من همیشه دعواس بدل میگم غمو تو خونت را نده میگه جونم مهمون حبیب خداس چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه کاشکی دلم غصه ی پنهون نداشت خونهء غم حیات و ایون نداشت پر میکشید خنده روی لبانم ابر چشام یه قطره بارون نداشت چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه دل خوابه و چشمای من بیداره از ناله های من خبر نداره میترسم این خونه خراب عاشق دسته گلی به آب بده دوباره چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه کاشکی دلم غصه ی پنهون نداشت خونهء غم حیات و ایون نداشت پر میکشید خنده روی لبانم ابر چشام یه قطره بارون نداشت چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه چی میشه گفت به این دل دیونه هر چی میگم باز میگیره بهونه
-
9
گذشته هاى دور
یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور اون زمون که قلب ما پر بود از شادی و شور روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم از دم صبح تا غروب با تو هم بازی شدم چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت یادمه روی درخت دوتا دل کنده بودیم سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها
-
10
بوى خوب گندم
اهل طاعونی ی این قبیله ی مشرقی ام تویی این مسافر شیشه یی شهر فرنگ پوستم از جنس شب ‚ پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاوله تن پوش تو از پوست پلنگ بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش من به فکر یه اتاق اندازه ی تو واسه خواب تن من خاک منه ساقه ی گندم تن تو تن ما تشنه ترین تشنه ی یک قطره ی آب بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو شهر تو شهر قشنگ آدمهاش ترمه قبا شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا تن تو مثل تبر تن من ریشه ی سخت تپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم تو آخه مسافری خون رگ این جا منم تن من دوست نداره زخمی ی دست تو بشه حالا با هر کی که هست هر کی که نیست داد میزنم بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو
-
11
رهائى
کفتر کشته پروندن نداره رو خاک و خون آب کشوندن نداره کفتر کشته پروندن نداره کتاب کهنه ، که خوندن نداره داره از تنهایی گریم میگیره توی این شهر دیگه موندن نداره کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم مرغ پر بسته که کشتن نداره وقتی کشتی دیگه گفتن نداره از یه دربچه ی تاریک و سیاه پایه پیر و خسته دیدن نداره اگه تو باغچهفقط یه گل باشه گل اون باغچه که چیدن نداره هر درختی که یه روزی پیر میشه اونو از ریشه سوزوندن نداره کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم فصل مردن واسه من کی میرسه وقته پرواز من از این قفسه از من در به در اینجا چی میخواد ؟ بگیرید اگر که مقصد نفسه بوی گلپر، مثال اطلسی نیست حرفای من، مثل حرف کسی نیست شعر من حرفه قشنگ رفتنه حرفه حق تا دنیا دنیاس گفتنه کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم
- 12 آهنگ بی کلام
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.