پوران
ترکها
-
1
آرزو صلح
نغمه صلح (در أرزوى صلح) شعر: كريم فكور اهنك: انوشيروان روحانى خواننده: بوران خدايا! خدايا! بيفكن نورى به دلها خدايا جهان را رها كُن از جنك وغوغا جه مى شد اكر در نهاد بشر نبود اثراز خشم وكينه وشر چه مى شد اكر در زمانه نبود نشانى از بدسرشت وحسود جه مى شد اين دنيا اكر بر كام ما بود به جاى اين جنك وجدل صلح وصفا بود بُوّد همه جا دود وآتش و خون فتاده جهان در طريق جنون ز سوز دلم نامه سوزد اكر كُنم كلهها از فريب وفسون جه خوش بود آندم كه خلق جهان رها شود از جنك ومحنت آن به شیوەی این سرزمین گُهن بُوّد همه جا صلح وامن وامان
- 2 سکوت
-
3
گل اومد بهار اومد
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا عاشق صحراییم بی نصیب و تنها دلبر مه پیکر گردن بلورم عید اومد بهار اومد من از تو دورم گر بیام از این سفر ای گل عذارم از سفر طوق طلا برات میارم دلبر مه پیکر گردن بلورم عید اومد بهار اومد من از تو دورم ز تو خواهم ز تو خواهم عهد عشقی که بستی وفا کنی یاد ما کنی از چمنها گر گذشتی یاد من کن گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن دلبر مه پیکر گردن بلورم عید اومد بهار اومد من از تو دورم گل اومد بهار اومد میرم به صحرا عاشق صحراییم بی نصیب و تنها خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم مانده ام دور از تو و از آشیونم آشیونم رو گل خودرو گرفته سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته گر بیام از این سفر ای گل عذارم از سفر طوق طلا برات میارم ز تو خواهم ز تو خواهم عهد عشقی که بستی وفا کنی یاد ما کنی از چمنها گر گذشتی یاد من کن گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن گر بیام از این سفر ای گل عذارم از سفر طوق طلا برات میارم
-
4
به او مگو
به او مكو شعر: كريم فكور أهنك: حسين صمدى خواننده: بوران خدا راء اى رقيب من جه كفتى با حبيب من!؟ كأن بى وفا عهدٍ من ببُرد از ياد بهر خدا، به او غم دل من مكو توبا او كر بنوشى مى حرام، حرام، حرامت باد (دستم بكير كز غم ايام خستهام نازم يكش كه عاشقم ودل شكستهام)
-
5
شانه
بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه بگشا ز مویت گرهی چند ای مه تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه دل در مویت دارد خانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه بگشا ز مویت گرهی چند ای مه تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه دل در مویت دارد خانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه در حلقه مویت بس دل اسیر است بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه بگشا ز مویت گرهی چند ای مه تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه دل در مویت دارد خانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه در حلقه مویت بس دل اسیر است بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه دل در مویت دارد خانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
-
6
کولی
دختر كولى شعر: محمد على شيرازى آهنگ: انوشيروان روحانى خواننده: بوران شايورى
-
7
دستی نگیرد دست من
یارب در این غوغای هستی دنیای عشق و شور مستی دستی نگیرد دست مندستی نگیرد دست من من ناتوان افتاده ام دین و دل از کف داده ام درپای رفتن کار ناکامی شکسته یارب دل غمگین من در خون نشسته دستی نگیرد دست مندستی نگیرد دست من من ناتوان افتاده ام دین و دل از کف داده ام هر آرزوئی در دل افسرده امپا می گذارد از دست غم می میرد و راه فنا را می سپارد حالا که بیداد زمان از حد گذشته حالا که دل این طفل ما آزرده گشته دستی نگیرد دست مندستی نگیرد دست من من ناتوان افتاده ام دین و دل از کف داده ام دین و دل از کف داده ام من
-
8
یکی بود یکی نبود
يكى بود، يكى نبود شعر: برويز وكيلى أهنك: حسين صمدى خواننده: بوران شاهبورى ترانه فيلم: قمار باز یکی بود، يكى نبود زير كنبد كبود دختر غم نشسته بود بال وبرش شكسته بود شب اومد و خوابش اومد، باباش نيومد بازم صداى باى آشنا نيومد كفتم آفتابت مياد جراغ مهتابت مياد شب بر كشيده روى بوم يواش يواش خوابت مياد شب اومد و خوابش اومد، باباش نيومد بازم صداى باى آشنا نيومد اى غم، اى چشمهی باک نور جشمون بد ز روى تو دور هستى تنها تو در اين روزكار از عشق رفتهام يادگار
- 9 ساقیا
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.