آلبوم هایده و مهستی و حمیرا
ترکها
-
1
دیدار (هایده)
گفتی ستاره ها که روشن شدن پرنده ها به لونه باز اومدن گل میچینم میام به دیدار تو ستاره میشم به شب تار تو گل میچینم میام به دیدار تو ستاره میشم به شب تار تو پرنده ها به لونه باز اومدن ستاره ها دوباره روشن شدن پرنده ها به لونه باز اومدن ستاره ها دوباره روشن شدن شب شد و چشم من هنوز به راهه ماه سپید آسمون گواهه شب شد و چشم من هنوز به راهه ماه سپید آسمون گواهه امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من میگفتی وقتی وا بشه چتر شب وقتی بیفته کوچه از تاب و تب گل میچینم میام به دیدار تو ستاره میشم به شب تار تو امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من کوچه فتاده دیگه از تاب و تب نشسته بر روی افق رنگ شب کوچه فتاده دیگه از تاب و تب نشسته بر روی افق رنگ شب از انتظارت دیگه بی تاب شدم شمعی بودم به راه شب آب شدم از انتظارت دیگه بی تاب شدم شمعی بودم به راه شب آب شدم امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من امید من عزیز من یار من پس تو چه وقت میای به دیدار من
-
2
من چه کنم (مهستی)
من چه کنم ، تو خودت میل جدایی داشتی من چه کنم ، تو خودت قصد رهایی داشتی دیوونه ی من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد اون که می خواست زندگی ویرون بشه ، تو بودی اون که می خواست دلی پریشون بشه ، تو بودی اون که می گه یک روزی بر می گردی ، منم من می گه که بی دوا نمونده دردی ، منم من من چه کنم ، تو خودت میل جدایی داشتی من چه کنم ، تو خودت قصد رهایی داشتی دیوونه ی من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد اون که هنوز منتظرت نشسته ، منم من در های امید رو هنوز نبسته ، منم من اون که باید لباش رو خندون کنه ، توی تو مشکل زندگی رو آسون کنه ، توی تو من چه کنم ، تو خودت میل جدایی داشتی من چه کنم ، تو خودت قصد رهایی داشتی دیوونه ی من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد دیوونه من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد دیوونه من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد
-
3
الهی بمیری (حمیرا)
الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی بدونم ز عالم جدایی الهی بمیری نخنده به چشمت نگاهی نمونه نگاهت به راهی نخنده به چشمت نگاهی نمونه نگاهت به راهی نگیری تو جامی ز هر دستی ننوشی می از دست هر مستی تا نمونه درون دل دگر هوسی تا نریزه به پایت سرشت کسی تا نبینی دگر گریه های مرا تا ندونه کسی ماجرای مرا الهی بمیری این منم که هرگز نمیبرم از دلم خیال تو را دگر کی دهم غمت را به عالمی آآآه این منم که دیوونه ی توام با دلی که رسوای عالمه خون و تار و پودش پر از غمه آه الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی بدونم ز عالم جدایی الهی بمیری الهی بمیری الهی بمیری الهی بمیری
-
4
ای خدا ( هایده )
دیگه دنیا واسه من تاریک زندگی کوره رهی باریک آخر قصه من نزدیکه این منم از همه جا وامانده از همه مردم دنیا رانده رانده و خسته و تنها مانده ای خدا ای خدا ای خدا عشقه بی غم توویه خونه خنده های بچگونه به دلم شد آرزو بازی عمرم و باختم کاخ امیدی که ساختم عاقبت شد زیرو رو ای خدا ای خدا ای خدا دانلود آهنگ هایده ای خدا تو بر من ای فلک بی داد کردی دله شاده مرا نا شاد کردی شکستی در گلویم شوقه آواز نصیبم نصیبم ناله و فریاد کردی ای خدا ای خدا ای خدا دیگه دنیا واسه من تاریک زندگی کوره رهی باریک آخر قصه ی من نزدیک این منم از همه جا وامانده از همه مردم دنیا رانده رانده و خسته و تنها مانده ای خدا ای خدا ای خدا هایده دیگه دنیا واسه من تاریک زندگی کوره رهی باریک آخر قصه من نزدیکه
-
5
آشفته (مهستی)
از من مپرس ای دل چرا آشفتم آشفته یا بر لبی چون قصه ای ناگفتم ناگفته داغم نکن رنجم نده این غم نهفته بهتره این قصه ها رنج آوره ای دل نگفته بهتره برو دست رو این دلم نذار غمه من حساب نداره چشمایی که چون دریا بشه شب ها دیگه خواب نداره این گفت و گو بی حاصل عشقه من و او مشکل داغم نکن رنجم نده این غم نهفته بهتر این قصه ها رنج آوره ای دل نگفته بهتر برو دست رو این دلم نذار غم من حساب نداره چشمایی که چون دریا بشه شبها دیگه خواب نداره این گفت و گو بی حاصل عشق من و او مشکل داغم نکن رنجم نده این غم نهفته بهتر این قصه ها رنج آوره ای دل نگفته بهتره
-
6
اوستا کریم (مهستی)
بی تو نفس کشیدن برای من حرومه از تو جدا نبودن همیشه آرزومه عشق من و تو افسوس قصه ی نا تمومه کاشکی منم می گفتم عاشق کدومه سرم هر چی میاره میگم عیبی نداره خدا خودش کریمه یه روز شادی یه روز غم یه روز زیاد و یه روز کم خدای ما کریمه بردی دل از دستم رندون رندون دیوونم کردی دیوونه دیوونه کشتی منو بی بهونه بردی دل از دستم رندون رندون دیوونم کردی دیوونه دیوونه کشتی منو بی بهونه سرم هر چی میاره میگم عیبی نداره خدا خودش کریمه یه روز شادی یه روز غم یه روز زیاد و یه روز کم خدای ما کریمه بردی دل از دستم رندون رندون دیوونم کردی دیوونه دیوونه کشتی منو بی بهونه بردی دل از دستم رندون رندون دیوونم کردی دیوونه دیوونه کشتی منو بی بهونه سرم هر چی میاره میگم عیبی نداره خدا خودش کریمه یه روز شادی یه روز غم یه روز زیاد و یه روز کم خدای ما کریمه بی تو نفس کشیدن برای من حرومه از تو جدا نبودن همیشه آرزومه عشق من و تو افسوس قصه ی نا تمومه کاشکی منم می گفتم عاشق کدومه سرم هر چی میاره میگم عیبی نداره خدا خودش کریمه یه روز شادی یه روز غم یه روز زیاد و یه روز کم خدای ما کریمه
-
7
بهار زندگی (حمیرا)
در بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم ز یاران به ظاهرخوب خود بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم در به رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام در بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه آزادگی فکر اسیری می کنم شمع بودن ذره ذره آب گشتن تا به کی؟ راه پر خاشاک را آرام رفتن تا به کی…؟ در به رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام در بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم ز یاران به ظاهرخوب خود بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم
-
8
شیرین جان (هایده)
شکست عهد منو شکست عهد منو گفت هرچه بود گذشت به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت بهار بود و بهار بود و تو بودی عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت ایشن لهدوریت فره هولمه شیرین گیان - شیرین آی گشت کهس چه نه بیستون غه م له کولمه شیرین گیان - کو بیستون چهس کو وهکی بیستون ارام چو خاکه شیرین گیان - له تورهش کیشم له کو وهکی غهمت جهرگم پرچاکه شیرین گیان - هی نازدارهکهم شیرین و شیرین شیرین گشت کهسم ناز دار شیرین - ناز شیرین - شیرین گشت کهسم عشق تو داسه تیشه وه دهسم عشق تو داسه تیشه وه دهسم گلپا(تو سوز آه من ای مرغ شب چه می دانی،ندیده ای شب من تاب و تب چه می دانی) وه زهخم تیشه عقده خالی کهم شیرین گیان - عقدهی وه رینم و زوان تیشه نال و زاری کهم شیرین گیان - تیشه کی شینم شیرین و شیرین شیرین گشت کهسم ناز دار شیرین - ناز شیرین - شیرین گشت کهسم عشق تو داسه تیشه وه دهسم عشق تو داسه تیشه وه دهسم گلپا(همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع،قصه این دو سه دیوانه دراز است هنوز) یهشو ارای چه له بیستون ناد شیرین گیان - دهنگهکی تیشهم هاتمه له خواوت نازت وهکیشم شیرین گیان - هی نازدارهکهم شیرین و شیرین شیرین گشت کهسم ناز دار شیرین - ناز شیرین - شیرین گشت کهسم عشق تو داسه تیشه وه دهسم عشق تو داسه تیشه وه دهسم
-
9
صدایم کن (مهستی)
صدايم كن شعر: معينى كرمانشاهى آهنگ: بزرگ لشگری خواننده: مهستى انتشار ترانه: تابستان سال ١٣٥٣ تورا هركز نمى بخشم توتنها عشق من بودى به یاد آور زمانی را كه كرم سوختن بودى سرابى بودى واز تشنهكامى جشمهات بنداشتم روزى كويرى بودى و بذر وفا در سينهات مى كاشتم روزى مرا ديوانه بايد كفت، مى دانم تواى تنها اميد من تواى تنها بناه من تویی تنها در اين دنيا امید گاه گاه من صدايم كُن، صدايم گُن ز تنهایی رهایم گُن
-
10
حیف (هایده)
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد حیف از جوانیم که با تو بی ثمر شد خونه ی تو گوشه ی زندون واسه من بود بس عشق تو یه خواب پریشون واسه من بود بس روز رو لب هام خنده بظاهر اگه جون می گرفت شب که می شد چشم های گریون واسه من بود و بس حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد حیف از جوونیم که با تو بیثمر شد وای نگو نگو دلا قدرت می دونه پیر اگه بشه دیگه باتو نمیمونه باز ملامتش نکن چشم های گریونم اون که از نگاه تو چیزی نمی خونه چیزی نمیخونه حیف حیف که عمرم به پای تو هدر شد حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد وای نگو نگو دلا قدرتو میدونه پیر اگه بشه دیگه با تو نمیمونه باز ملامتش نکن چشمای گریونم اونکه از نگاه تو چیزی نمیخونه چیزی نمیخونه حیف حیف که عمرم به پای تو هدر شد حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد حیف حیف که عمرم به پای تو هدر شد حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد
-
11
بازیچه (مهستی)
روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن آزرده روحم از این بیهوده گفتن بیهوده راز خود را در دل نهفتن خفتن در آرزویه خواب ط دیدن اما از تیره روزی شب ها نخفتن آه شب ها نخفتن روحم جسم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن ای عشق بی ثمر آرامشم مبر آتش دگر میافروز عمری نخفته ام با کس نگفته ام زین رنج آشیان سوز تو کنون مگشا زبان من مزن آتش غم به جان من مزن آتش غم به جان من روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن آزرده روحم از این بیهوده گفتن بیهوده راز خود را در دل نهفتن خفتن در آرزوی خواب تو دیدن اما ز تیره روزی شب ها نخفتن آه شب ها نخفتن روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.