امروز
ترکها
-
1
نامه به وطن
یاران . یاران منشینید خموش ایران در سایه دار است زیر ساتور تبه کاران است منشینید خموش در کشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت هر ره دیگر بود مسدود جزء راه رذالت منشینید خموش سر خند از این غصه سپیدار و چمن خیزد رویم از بی تابوتی و کفن ای غرقه در هزار غم بی دوا وطن ای طعم گرگ عجل مبتلا وطن قربانیان تو همه گلگون قبا وطن عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن بی کس وطن غریب وطن بی نوا وطن مادرببین عروس وطن بی جهاز شد مادرببین دست اجانب دراز شد
-
2
پند حافظ
این چه شوریست كه در دور قمر می بینم همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم هر كسی روز بهی می طلبد از ایام علت آنست كه هر روز بتر می بینم ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است قوت دانا همه از خون جگر می بینم اسب تازی شده مجروح به زیر پالان طوق زرین همه بر گردن خر می بینم این چه شوریست كه در دور قمر می بینم همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم دختران را همه در جنگ و جدل با مادر پسران را همه بدخواه پدر می بینم هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد هیچ شفقت نه پدر را به پسر می بینم پند حافظ بشنو خواجه برو نیكی كن كه من این پند به از گنج و گهر می بینم
-
3
ولايت
ای همه شعر و حكایت ای بزرگ ای بی نهایت ای همه دار و ندارم اعتبارم ای ولایت گریه هام تو خنده هام تو گفتنم تو خواستنم تو وقت زادن پیرهنم تو وقت مردن كفنم تو پیش تو دریا حقیره حتی این دنیا حقیره كی می تونه از تو باشه اما دور از تو بمیره من عاشق كی می تونم لایق خاك تو باشم من كه میمرم اگه كه یه روزی از تو جدا شم لایق عشق تو یك روز كمونو گذاشت تو جونش اما باز پیش تو كم بود عشق آرش با كمونش ای همه شعر و حكایت ای بزرگ ای بی نهایت ای همه دار و ندارم اعتبارم ای ولایت گریه هام تو خنده هام تو گفتنم تو خواستنم تو وقت زادن پیرهنم تو وقت مردن كفنم تو اگه تو بخواهی از من جرات و نفس می گیرم از صدام یه تیر می سازم یه كمون به دست می گیرم حتی با دست بریده از صدام یه تیر می سازم اگه تو بخواهی از من حتی جونمو می بازم
-
4
گره كور
کلاف سرنوشت من سردرگم همیشه طلسم کور این گره یه لحظه وا نمیشه طناب سرنوشت من تنها پل عبور اما به بیراهه میره با گرهی که کوره دیروز مسیر قصه هام یه جاده بود به خورشید امروز به بیراهه شده به شوره زار تردید از بود و از نبودم دل کندم و بریدم تا نیمه جون و خسته به این گره رسیدم به من کمک کن ای عشق این گره رو واکنم به قیمت سقوطم راهمو پیدا کنم کلاف سرنوشت من سردرگم همیشه طلسم کور این گره یه لحظه وا نمیشه طناب سرنوشت من تنها پل عبور اما به بیراهه میره با گرهی که کوره نه پشت سر راهی دارم نه راهی پیش روم اینجا نه آغازه برام نه راه من تمومه ببین که جون ندارم همیشه در تلاشم نذار تو این بیراهه هستیمو من ببازم به من کمک کن ای عشق این گره رو واکنم به قیمت سقوطم راهمو پیدا کنم
-
5
وطن
وطن پرنده ی پر در خون وطن شکفته گل در خون وطن فلات شهید و شمع وطن پا تا به سر خون وطن ترانه ی زندانی وطن قصیده ی ویرانی ستاره ها اعدامیان ظلمت به خاک اگر چه می ریزند سحر دوباره بر می خیزند بخوان که دوباره بخواند این عشیره ی زندانی گل سرود شکستن را بگو که به خون بسراید این قبیله ی قربانی حرف آخر رستن را با دژخیمان اگر شکنجه اگر بند است و شلاق و خنجر اگر مسلسل و انگشتر با ما تبار فدایی با ما غرور رهایی به نام آهن و گندم اینک ترانه ی آزادی اینک سرودن مردن امروز ما ، امروز فریاد فردای ما ، روز بزرگ میعاد بگو که دوباره می خوانم با تمامی یارانم گل سرود شکستن را بگو ، بگو که به خون می سرایم دوباره با دل و جانم حرف آخر رستن را بگو به ایران بگو به ایران
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.