خاک خوب من
ترکها
-
1
بهار خاموش
بر آن فانوس کش دستی نیافروخت برآن دوکی که بر رف بی صدا ماند بر آن آئینه زنگار بسته برآن گهواره کش دستی نجنباند بهار منتظر بی مصرف افتاد به هر بامی درنگی کرد و بگذشت به هر کوئی صدائی کرد و بگذشت کسی پیدا نشد غمناک و خوشحال که پا بر جادهء خلوت گذارد کسی پیدا نشد در مقدم باد که شادان یا غمین آهی برآرد کسی ازکومه سر بیرون نیاورد نه مرغ از لانه نه دود از اجاقی هوا با ضربه های دف نجنبید گلی خود روی برنامد زباغی بهار خاموش آمد دریغا از حیاتی در این ویران سرای محنت آور بهار خاموش آمد دریغا از نشاطی که شمع افروزد و بگشایدش در
-
2
نفرین به دشمن
خدایا این وطن مأوای مایه دلو دلدار و دل آروم مایه نمیدم این ولایت را به دشمن زمونی که حقیقت یار مایه نمیدم این ولایت را به دشمن زمونی که حقیقت یار مایه نیاد اون روزی که ایران خوار گرده به دست دشمن اش بیمار گرده الهی جانو مالم هر چه دارم فدای موطنم ایران گرده الهی دشمنت بی خانمون بی ذلیل و دربه در در این زمان بی مترس از دست غدار زمونه که یارت ملت ایران زمین بی مترس از دست غدار زمونه که یارت ملت ایرن زمین بی
-
3
گذری بر شبانه
نه دود از کومه ای برخاست در ده نه چوپانی به صحرا دم به نی داد نه گل روئید نه زنبور پر زد نه مرغ کدخدا برداشت فریاد کوچه ها باریکن دکونا بسته س خونه ها تاریکن طاقا شکسته س از صدا افتاده تار و کمونچه مرده می برن کوچه به کوچه نگاه کن! مرده ها به مرده نمیرن حتی به شمع جون سپرده نمیرن شکل فانوسین که اگه خاموشه واسه نفت نیست هنوز یه عالم نفت توشه از صدا افتاده تار و کمونچه مرده می برن کوچه به کوچه جماعت من دیگه حوصله ندارم به خوب امید و از بد گله ندارم گر چه با دیگرون فاصله ندارم کاری با کار این قافله ندارم از صدا افتاده تار و کمونچه مرده می برن کوچه به کوچه
-
4
خسته ام
محبس خویشتن منم از این حصار خستهام من همه تن انالحقم کجاست دار خستهام در همه جای این زمین همنفسم کسی نبود زمین دیار غربت است از این دیار خستهام کشیده سرنوشت من به دفترم خط عزا از آن خطی که او نوشت به یادگار خستهام به گرد خویش گشتهام سوار این چرخ و فلک بس است تکرار ملال ز روزگار خستهام دلم نمی تپد چرا به شوق این همه صدا من از عذاب کوه بغض به کوله بار خستهام همیشه من دویدهام به سوی مسلخ غبار از آن که گم نمی شوم در این غبار خستهام به من تمام میشود سلسله رو به زوال من از تبار حسرتم که از تباه خستهام قمار بی برندهایست قمار تلخ زندگی چه برده و چه باخته از این غمار خستهام
-
5
کارون
ای مقصد آزادگی پر باز کن پر باز کن کارون صدایت می زند پرواز کن پرواز کن همراه با کارون ما فریاد کن فریاد کن با دشمن بیداد گر بیداد کن بیداد کن تا وارهند از قید و بند این مردم محنت زده تا پایه ظلم و ستم ویران شود در شهر و ده کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما از قطره های خون ما قلبت به رنگ لاله شد تا ریشه آزادگی در قلب میهن پاره شد کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما تا کی تند بر پود ما تار سیاد بندگی تا کی خلد خار ستم بر پای لخت زندگی زحمت ار آن ما همه . رحمت از آن دیگران ذلت به کوی ما همه ، عزت به کوی دیگران کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما ای شاهد درد و بلای روز و شب افزون ما کارون درد آلوده و دل خسته و محزون ما کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما
-
6
سلام
سلام سلام سلام اي خاك خوب مهرباني درفش درفش درفش سر فراز كاوياني سلام اي گم شده در بودن خويش به يغما رفته هم آيين و هم كيش سلام سلام سلام اي سرزمين آريايي دريغ دريغ دريغا دوري و درد و جدايي سلام ايران من كي رفتي از ياد كه بودي مهد خوبان خانهء داد سلام اي اهل دل را جاي ايمن دليران را دل خاك تو مامن سلام اي شهر خوب ای شهر آرش سياوش را كجا مي سوزد آتش چرا شب نالهء تلخی تو اکنون هراست کی بدی از دشمن دون کجا چنگیز و تیمور و سکندر توانای نبردت ای قلندر شگفتا گر ببیند روشنایی نهان ماند نوا در بی نوایی سلام سلام سلام ای خاک خوب مهربانی درفش درفش درفش سر فراز کاویانی سلام ای گم شده در بودن خویش به یغما رفته هم آیین و هم کیش سلام سلام سلام ای سرزمین آریایی دریغ دریغ دریغا دوری و درد و جدایی سلام ایران من کی رفتی از یاد که بودی مهد خوبان خانهء داد
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.