شهر من
ترکها
-
1
چشم تو
چشات بس که قشنگه واسه من شهر فرنگه واسه پنجره هواس وای وای وای چه هوایی صورتت پر از ستاره اس واسه من غرق اشاره اس واسه بی زبون صداس وای وای چه صدایی جهان در سخن تو پر از باغ و بهاره صدا در نگه تو چقدر روشنی داره واسه من چراغ میاری وسط چشام میزاری میگی شب تموم شده وای چه کلامی میگی باز بهار رسیده میون اتاق دمیده موسم سلام شده وای وای چه سلامی شب بی ستاره گم شد دم بی اشاره گم شد همه جا پر از سلام و خنده های عاشقانه اس آسمون پر از سپیده دلامون پر از امیده دیگه گریه و عذاب و نا امیدی یک بهانه اس واسه من چراغ میاری وسط چشام میزاری میگی شب تموم شده
-
2
بهار
با عشق نگاه کن ببین فصل بهاره خورشید تو دستای عاشق خونه داره عاشق سراغ گل سرخو می گیره بلبل از اسم زمستون گله داره برخیز که دنیا پر از نور امیده جز عشق در عالم کسی چیزی ندیده دلا پر از شکوفه های خوشبو بیا یه دسته گل بزن به گیسو وقتی که اینجوری غمین میشینی هزار تا چین میاد میون ابروت هزار تا چین میاد میون ابروت مگه پاییز رو گونه هات نشسته که اشک میریزی با چشای بسته بیا که آفتاب از بهار در اومد دل زمستون از بهار شکسته بیا که آفتاب از بهار در اومد دل زمستون از بهار شکسته با عشق نگاه کن ببین فصل بهاره خورشید تو دستای عاشق خونه داره عاشق سراغ گل سرخو می گیره بلبل از اسم زمستون گله داره برخیز که دنیا پر از نور امیده جز عشق در عالم کسی چیزی ندیده مگه پاییز رو گونه هات نشسته که اشک میریزی با چشای بسته بیا که آفتاب از بهار در اومد دل زمستون از بهار شکسته بیا که آفتاب از بهار در اومد دل زمستون از بهار شکسته با عشق نگاه کن ببین فصل بهاره خورشید تو دستای عاشق خونه داره عاشق سراغ گل سرخو می گیره بلبل از اسم زمستون گله داره برخیز که دنیا پر از نور امیده جز عشق در عالم کسی چیزی ندیده با عشق نگاه کن ببین فصل بهاره خورشید تو دستای عاشق خونه داره عاشق سراغ گل سرخو می گیره بلبل از اسم زمستون گله داره برخیز که دنیا پر از نور امیده جز عشق در عالم کسی چیزی ندیده ترانه آهنگ بهار از فریدون فرخزاد جز عشق در عالم کسی چیزی ندیده با عشق نگاه کن ببین فصل بهاره خورشید تو دستای عاشق خونه داره عاشق سراغ گل سرخو می گیره بلبل از اسم زمستون گله داره برخیز که دنیا پر از نور امیده جز عشق در عالم کسی چیزی ندیده
-
3
شهر من
شهر من شهر من شهر خوب من شهر تهران قلب من قلب من دور از تو می میرد این سان آوای تو هر دم طنین می افکند در گوشم اما من دور از تو چنین پژمرده و خاموشم شهر من چه شهریست شهر کودکی و افسانه شهر من چه شهریست شهر مادر است و خانه شهر من شهر من شهر خوب من شهر تهران قلب من قلب من دور از تو می میرد این سان زمانی گذشته را در خاطرم می آوری زمانی آینده را با غم ها و شادی ها شهر من شهر من دلم هوای تو را دارد عشق من چون باران روی آسمانت می بارد گه تلخی گه شیرین گه اندک و گهی بسیاری گه چون غم یا شادی درون سینه ام جا داری اکنون من آوازی برای شهر خود می خوانم این آواز آوازیست که من از شهر خود می دانم شهر من شهر من شهر خوب من شهر تهران قلب من قلب من دور از تو می میرد این سان زمانی گذشته را در خاطرم می آوری زمانی آینده را با غم ها و شادی ها آه تهران تهران تهران تهران کجایی تهران ایران ایران زمانی گذشته را در خاطرم می آوری زمانی آینده را با غم ها و شادی ها زمانی گذشته را در خاطرم می آوری زمانی آینده را با غم ها و شادی ها ترانه آهنگ شهر من از فریدون فرخزاد زمانی گذشته را در خاطرم می آوری زمانی آینده را با غم ها و شادی ها زمانی گذشته را در خاطرم می آوری زمانی آینده را با غم ها و شادی ها
-
4
هوسم عشق
تو از دیار من آمدی سکوت جان را بر هم زدی کتاب غم شد دوباره باز چو نغمه ای بیش و کم زدی صدای من شد صدای تو هوای من شد هوای تو تپیدن قلب به خاطرت کشیدن درد برای تو نفسم عشق هوسم عشق تب و تاب قفسم عشق به خاطر تو گذشتم از جسم گذشتم از نام گذشتم از اسم رسیدن ما به هم محال است عشق من و تو خواب و خیال است نفسم عشق هوسم عشق تب و تاب قفسم عشق اطاق خانه ز غم تکیده به جای شادی به غم رسیده نهایت عشق رنج و عذاب است نقش من و تو نقشی بر آب است نفسم عشق هوسم عشق تب و تاب قفسم عشق تو از دیار من آمدی سکوت جان را بر هم زدی کتاب غم شد دوباره باز چو نغمه ای بیش و کم زدی صدای من شد صدای تو هوای من شد هوای تو تپیدن قلب به خاطرت کشیدن درد برای تو نفسم عشق هوسم عشق تب و تاب قفسم عشق ترانه آهنگ هوسم عشق از فریدون فرخزاد کتاب غم شد دوباره باز چو نغمه ای بیش و کم زدی صدای من شد صدای تو هوای من شد هوای تو تپیدن قلب به خاطرت کشیدن درد برای تو نفسم عشق هوسم عشق تب و تاب قفسم عشق
-
5
حرف من
همه حرفامو شنیدی همه حرفاتو شنیدم همه تقدیر زمان بو د که من از تو نبریدم تو زمانی ز سر عشق به سوی شاخه پریدی تو دل شاخه شکستی تو غم شاخه ندیدی هدف این بود که مرا روی زمینم بفشانی سخن این بود که چراغی به زمینم برسانی ولی افسوس که به جز غم به مشامم ندمیدی غم و اندوه مرا در قفس خانه ندیدی همه حرفامو شنیدی همه حرفاتو شنیدم همه تقدیر زمان بود که من از تو نبریدم تو زمانی ز سر عشق به سوی شاخه پریدی تو دل شاخه شکستی تو غم شاخه ندیدی کمکم کن که نمیرم کمکم کن که بمانم کمکم کن که پس از تو نفسی بیش نتوانم من و این پوچی بودن تو و این باغ رهایی کمکم کن که تبسم ندهد بوی تباهی من و این پوچی بودن تو و این باغ رهایی کمکم کن که تبسم ندهد بوی تباهی ترانه آهنگ حرف من از فریدون فرخزاد من و این پوچی بودن تو و این باغ رهایی کمکم کن که تبسم ندهد بوی تباهی من و این پوچی بودن تو و این باغ رهایی کمکم کن که تبسم ندهد بوی تباهی
-
6
کوچه
کوچه شهر دلم از صدای پای تو خالیه نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه خیالیه به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه غم تنهایی داره کوچه دل بدون تو همه شعر دفتر من مال تو برای تو بوی دستای تو داره غربت دستای من یاد قصه های تو مونس لحظه های من به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه ترانه آهنگ کوچه از فریدون فرخزاد به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.