قسم
ترکها
- 1 قسم
-
2
من چه کنم
من چه کنم ، تو خودت میل جدایی داشتی من چه کنم ، تو خودت قصد رهایی داشتی دیوونه ی من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد اون که می خواست زندگی ویرون بشه ، تو بودی اون که می خواست دلی پریشون بشه ، تو بودی اون که می گه یک روزی بر می گردی ، منم من می گه که بی دوا نمونده دردی ، منم من من چه کنم ، تو خودت میل جدایی داشتی من چه کنم ، تو خودت قصد رهایی داشتی دیوونه ی من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد اون که هنوز منتظرت نشسته ، منم من در های امید رو هنوز نبسته ، منم من اون که باید لباش رو خندون کنه ، توی تو مشکل زندگی رو آسون کنه ، توی تو من چه کنم ، تو خودت میل جدایی داشتی من چه کنم ، تو خودت قصد رهایی داشتی دیوونه ی من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد دیوونه من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد دیوونه من ، تا زوده برگرد این آشیونه ، نگذار بشه سرد
-
3
بازیچه
روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن آزرده روحم از این بیهوده گفتن بیهوده راز خود را در دل نهفتن خفتن در آرزوی خواب تو دیدن اما ز تیره روزی شبها نخفتن روحم جسم شده خسته از این بازیچه گشتن در هردامی افتادن و از خود گذشتن ای عشق بی ثمر آرامشم مبر آتش دگر میافروز عمری نخفته ام با کس نگفته ام زین رنجه آشیان سوز تو کنون مگشا زبان من مزن آتش غم به جان من مزن آتش غم به جان من روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن آزرده روحم از این بیهوده گفتن بیهوده راز خود را دل نهفتن خفتن در آرزوی خواب تو دیدن اما ز تیره روزی شبها نخفتن روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن در هر دامی افتادن و از خود گذشتن
-
4
نمیری الهی
نميرى الهى آهنكساز: محمد حيدرى ترانه سرا: تورج نكهبان خواننده: مهستى انتشار ترانه: تابستان سال ١٣٥٢ با من افسرده دل اين همه بد تا مكُن خستهتر از خستهام كردهاى، اما مكُن با دلم اى آشنا عشوهگریها چرا؟ اینهمه بیكانگی با من تنها مکُن اين غصه مرا كُشته خدايا عشقش زٍ دلم مى رود آيا؟ عشقم نبذيرى، وفاي من نخواهى با اين همه اى يار، به دل نميرى الهى! تو بخت سبيدى، اگرچه دل سياهى با اين شردی مكو كه بد نكردى با من هركز تو مهربان نكردى!
-
5
نمی خوامت
دیگه غمگین نمیشینم دیگه تنها نمیمونم دیگه با تو نمیجوشم گل عشقت رو تو سینم نمیشونم نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام با من باشی اشکامو دامن باشی تو مثله ابری ولی بارشت با دیگرون تیرگیت ماله منه تو مثله نوری ولی تابشت با این و اون خیره گیت ماله منه تو مثله بندی به دستم مثله زنجیری به پام شوری اشگی به چشمم تلخی زهری برام گرچه تو چشمه ی نوری گرچه تو یه پارچه شوری برا من یه سنگه راهی برا من کوه گناهی نمیخوام نمیخوام نمیخوام
-
6
اشکی برام نمونده
غم داره قلبه من تو سینه داغون میکنه اشک من دامنم رو ستاره بارون میکنه بس که گریه کردم اشکی برام نمونده قلبه نا امیدم حالا تنها مونده ای خدا کاسه ی صبرم سزراومد شب شد و دوباره یارم نیومد ولی افسوس دله من خواب نداره میشینم تا یکی پیغوم بیاره بسکه گریه کردم
-
7
دريا
دریا دریا دریا منو صدا کن خاک با آب دوباره آشنا کن دریا دلم گرفته دریا دلم گرفته منو از این گرفتگی رها کن رها کن رها دریا با من حرف بزن نذار منو مجها به ساحل بدن دریا دلم میخواد رو بال موجها منو تو یکشب ببری از اینجا بذار بگن چشمهای بارون زده بازم تو دریا یه نفر گم شده دریا جوابم بده دریا جوابم بده دریا جوابم بده
-
8
الهی بمونی
به شهر و دیاری ببر تو مرا که نور خدا باشه و منو تو نباشه به دلها نشونه ی غم امید و صفا باشه و من و تو بریم اونجا که عشقو مستی خطا نباشه تو سینه ها جای محبت ریا نباشه به غیر خدا که مهربونه نمیخوام دله دیگه بدونه تو باوفای تو باصفائی از این خسته دل پروا مکن مرا بیش از این رسوا مکن الهی بمونی با مهربونی جدائی نگیری قدرم بدونی که دنیا نداره وفائی بمون بر سر پیمونه من تو بازی نکن با جونه من که دنیا سرابه نقش برآبه دوروزه جوونی مثله حبابه نیارزه به یکدم جدائی به شهر و دیاری ببر تو مرا
-
9
مرغ تخم طلا
مرغ تخم طلا اهنكساز: انوشيروان روحانى ترانه سرايان: كريم فكور ورضا شمسا خواننده: مهستى انتشار ترانه: بهار سال ١٣٥١ هركز نرود عشق تواز دل وجانم بى توجه كُنم، در اين دامٍ بلا؟ خدايا نمى دانم! باشد همهجا نام تو ورد زبانم كى جاره كُنى غم ورنجِ مرا؟ خدايا نمى دائم! جدا از توجه كُنم؟ دلم شد لانوي غم، سيه باشد روزم غم هجران بهخدا كُند ديوانه مرا، از عشقت مى سوزم! بى توجه كُنمِ، در اين دامٍ بلا؟ خدايا نمى دانم! كی جاره كُنی غم ورنجِ مرا؟ خدايا نمى دانم! يادم مياد اون وقتا در سايوي درختا روزای خوبى داشتیم، قول وقرار مى ذاشتيم اون وقت به من مى كفتى: «دوست دارم هميشه» منم مى كفتم: «از تو دلم جدا نمى شه» حالا كه شوخ و شنكم يه بوسه مهمونم گُن ببین چهقدر قشنگم، یه بوسه مهمونم گُن
-
10
دل منت كش
ای دل منت کش نازشو نکش حرفشو نزن دیگه اشک براش نریز نذار بدونه شب ها تو رسوا زار و بیقراری نذار بدونه جز اون تو دنیا آرزو نداری دل منت کش نازشو نکش حرفشو نزن دیگه اشک براش نریز هر چی وفا کردی بلا کشیدی چیزی به جز رنگ و ریا ندیدی هر چی ازش بیا بیا شنیدی چیزی به جز جور و جفا ندیدی چقدر تو خاری میکشی شب ها بیداری میکشی نازشو نکش حرفشو نزن فکر دیگه کن گریه کمتر کن هر چی وفا کردی بلا کشیدی چیزی به جز رنگ و ریا ندیدی هر چی ازش بیا بیا شنیدی چیزی به جز جور و جفا ندیدی چقدر تو خاری میکشی شب ها بیداری میکشی نازشو نکش حرفشو نزن فکر دیگه کن گریه کمتر کن ای دل منت کش نازشو نکش حرفشو نزن دیگه اشک براش نریز نذار بدونه شب ها تو رسوا زار و بیقراری نذار بدونه جز اون تو دنیا آرزو نداری دل منت کش نازشو نکش حرفشو نزن دیگه اشک براش نریز نازشو نکش حرفشو نزن دیگه اشک براش نریز نازشو نکش حرفشو نزن دیگه اشک براش نریز
-
11
بچه نشو ای دل
بچه نشو ای دل حرف منو گوش کن تا نشدی ویرون عشقو فراموش کن بسه دیگه بسه دیگه سوختن شعله رو خاموش کن همه حرفها یادش رفت محبت ها یادش رفت دیگه بر نمیگرده دلم لونه ی درده همش رنج و همش درد و همش غم همین قسمت من بوده از عالم همش گوشه ی تنهائی نشستن همش شاخه ی امید رو شکستن
-
12
وای به حالت
غصه نخور ای دل دیوونه دنیا که اینجوری نمیمونه وای وای وای، که باور نکنی عدل خدا رو وای بر تو، که بازیچه بگیری دل ما را چشمم اگه پرآب بشه، وای به حالت اشکم اگه سیلاب بشه، وای به حالت این دل به خدا طاقت آزار نداره از غم اگه بی تاب بشه، وای به حالت غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه نلرزون دلمو، خدا میلرزونه دلت رو نسوزون دلمو، خدا میسوزونه دلت رو غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه وای وای وای، که باور نکنی عدل خدا رو وای بر تو، که بازیچه بگیری دل ما رو چشمم اگه پرآب بشه، وای به حالت اشکم اگه سیلاب بشه، وای به حالت این دل به خدا طاقت آزار نداره از غم اگه بی تاب بشه، وای به حالت غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه نلرزون دلمو، خدا میلرزونه دلت رو نسوزون دلمو، خدا میسوزونه دلت رو غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه وای وای وای، که باور نکنی عدل خدا رو وای بر تو، که بازیچه بگیری دل ما رو غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه غصه نخور ای دل دیونه دنیا که اینجوری نمیمونه
-
13
خونه تکونی
وقتی شنیدم اومدی خونه تکونی کردم واسه دل دیونه ام شیرین زبونی کردم وقتی شنیدم اومدی رو به خدا نشستم گفتم پس از تو ای خدا من اونو میپرستم دیگه نرو پیشم بمون دیگه نشو نامهربون گمون میکردم بعد از این باید تک و تنها باشم در حسرت برگشتنت مثله دیونه ها باشم وقتی شنیدم اومدی خونه تکونی کردم واسه دل دیونه ام شیرین زبونی کردم وقتی شنیدم اومدی رو به خدا نشستم گفتم پس از تو ای خدا من اونو میپرستم روی اثاث خونه رو گرد غربت پوشونده بود غم هرگز ندیدنت من به خاک نشونده بود وقتی شنیدم اومدی
- 14 جدایی
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.