ترکها
-
1
هواى يار
دل از همه بریدم سر زیر پر کشیدم از آینه هم گذشتم اما به خود رسیدم وقتی که دیدم ای داد موندن خودش عذابه هرچی میپرسم از عشق یه حرف بیجوابه هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای دل سپردن، هوای پروازم شد مردن من در قفس لحظهی آوازم شد من از دیار خواهش رخت سفر کشیدم تا اوج بینیازی بیبال و پر پریدم یه لحظه شد هزار سال، تاعشقمو شناختم واسه یه لحظه بردن هستیمو یک جا باختم وقتی که دیدم ای داد، موندن خودش عذابه هرچی میپرسم از عشق، یه حرف بیجوابه هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای یار کردم، ترک دیار کردم خواب سفر همیشه خواب شبای من بود نیاز من رسیدن از خود رها شدن بود در جستجوی معنی معنای زنده بودن از خود رها شدم من از این اسیر در تن دل از همه بریدم سر زیر پر کشیدم از آینه هم گذشتم اما به خود رسیدم وقتی که دیدم ای داد، موندن خودش عذابه هرچی میپرسم از عشق، یه حرف بیجوابه هوای یار کردم، ترک دیار کردم هوای یار کردم، ترک دیار کردم
-
2
صبر وطاقت
اگه جای زندگیمون تو بیابونا باشه اگه فرش زیر پامون زمین خدا باشه اگه سرمای زمستون تنمو سیاه کنه اگه گرمای تابستون هستی مو تباه کنه بدونم دوستم داری صبر و طاقت میارم چه کنم دوست دارم اگه ماه آسمون تنها چراغمون باشه اگه بوته های خار گلای باغمون باشه همه عمر منو ببری شهر به شهر اشکمو در بیاری با بهانه یا با بد بدونم دوستم داری صبر و طاقت میارم چه کنم دوست دارم اگه لحظه هام همش اسیر انتظار باشه اگه جای زندگیم فقط یه چاردیوار باشه همه عمر منو ببری شهر به شهر اشکمو در بیاری با بهانه یا با بد بدونم دوستم داری صبر و طاقت میارم چه کنم دوست دارم اگه جای زندگیمون تو بیابونا باشه اگه فرش زیر پامون زمین خدا باشه اگه سرمای زمستون تنمو سیاه کنه اگه گرمای تابستون هستی مو تباه کنه بدونم دوستم داری صبر و طاقت میارم چه کنم دوست دارم صبر و طاقت میارم چه کنم دوست دارم صبر و طاقت میارم چه کنم دوست دارم صبر و طاقت میارم
-
3
بيا خونه
ه خدا هرجا بری کوچه به کوچه خونه به خونه کوچه به کوچه، خونه به خونه میام و میام و میام و میام بازم سراغت به خدا هرچی بگی منو نمیخوایی خونه نمیایی منو نمیخوایی، خونه نمیایی میام و میام و میام و میام بازم سراغت آخه من دوست دارم، دوست دارم به خدا جون سر راهت میذارم تو خودت میدونی دل من اسیره تو اگر نمیمونی دل من میمیره با چشم گریون، این دل لرزون سینه ویرون، زار و پریشون داد میزنم، فریاد میزنم دوسِت دارم بیا خونه بیا خونه، دوسِت دارم، بیا خونه با چشم گریون، این دل لرزون سینه ویرون، زار و پریشون داد میزنم، فریاد میزنم دوسِت دارم بیا خونه بیا خونه، دوسِت دارم، بیا خونه به خدا هرجا بری کوچه به کوچه خونه به خونه کوچه به کوچه، خونه به خونه میام و میام و میام و میام بازم سراغت به خدا هرچی بگی منو نمیخوایی خونه نمیایی منو نمیخوایی، خونه نمیایی میام و میام و میام و میام بازم سراغت آخه من دوسِت دارم، دوسِت دارم به خدا جون سر راهت میذارم تو خودت میدونی دل من اسیره تو اگر نمیمونی دل من میمیره بیا خونه، بیا خونه بیا خونه، دوسِت دارم بیا خونه، بیا خونه بیا خونه، دوِست دارم دوسِت دارم، بیا خونه بیا خونه، بیا خونه
-
4
چراغ عمر
دیگه دل گرمی بازار نداره خونه ی کهنه خریدار نداره دیگه دل گرمی بازار نداره خونه ی کهنه خریدار نداره داره تنهایی سر و پای دلم رو می گیره با غم تنهای این دل روزی صد بار می میره نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی آتیش عشق من از سردی تو جون داد و مرد چراغ عمر منو این بار داری خاموش میکنی نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام دیگه دل گرمی بازار نداره خونه ی کهنه خریدار نداره دیگه دل گرمی بازار نداره خونه ی کهنه خریدار نداره داره تنهایی سر و پای دلم رو می گیره با غم تنهای این دل روزی صد بار می میره نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی آتیش عشق من از سردی تو جون داد و مرد چراغ عمر منو این بار داری خاموش میکنی نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
-
5
دلقک
توي اين زندگيه ساکت و سرد يه روزي يه دلقکي اومد و رفت مثل يک پرنده ي غريبه بود از کنار بوم من پر زد و رفت از کنار بوم من پر زد و رفت دلقکي که عشق من براي او مثل اون بازيه روي صحنه بود اون منو براي قلبم نمي خواست او دري تازه به روي من گشود دلقکي که با تمومه گريه ها و خنده هاش گريه هاي بي غمش ، خنده هاي پرصداش من يه بازيچه ي شهر عشق اون او تموم زندگيم ، با تموم بازياش يه بت چيني از اون ، واسه خود ساخته بودم اونجوري که دل ميگفت ، ساخته و پرداخته بودم مگه باورم ميشد ؛ تمومه زندگيمو واسه اون باخته بودم توي اين زندگيه ساکت و سرد يه روزي يه دلقکي اومد و رفت مثل يک پرنده ي غريبه بود از کنار بوم من پر زد و رفت دلقکي که عشق من براي او مثل اون بازيه روي صحنه بود اون منو براي قلبم نمي خواست او دري تازه به روي من گشود دلقکي که با تمومه گريه ها و خنده هاش گريه هاي بي غمش ، خنده هاي پرصداش من يه بازيچه ي شهر عشق اون او تموم زندگيم ، با تموم بازياش يه بت چيني از اون ، واسه خود ساخته بودم اونجوري که دل ميگفت ، ساخته و پرداخته بودم مگه باورم ميشد ؛ تمومه زندگيمو واسه اون باخته بودم توي اين زندگيه ساکت و سرد يه روزي يه دلقکي اومد و رفت مثل يک پرنده ي غريبه بود از کنار بوم من پر زد و رفت از کنار بوم من پر زد و رفت از کنار بوم من پر زد و رفت از کنار بوم من پر زد و رفت
-
6
چراغ
خواستن تو نه عشقه و نه عادته دیدن تو به حرمت زیارته اما میخوام تو دستای تو گم بشم فنا شدن در تو برام نهایته نیاز تو چراغ خونه ی منه هرجا باشی چراغ خونت روشنه یادت باشه حتی اگه من نباشم یکی تورو تو خونه فریاد میزنه بیخوده با تو بودنم مست به تو رسیدنم مست تر از سوء شراب دانلود آهنگ مهستی چراغ خراب عشق تو منم خواستن تو نه عشقه و نا عادته ازت میخوام حتی اگه پشت هزارتا کوه باشی یادت باشه چراغ خونمون واسه تو روشنه حتی اگه من نباشم چراغ عشق تو خونمون تا تو بیای همیشه سو سو میزنه
-
7
غم دنيا
دلم اندازه دنیا، غم دنیا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم شب که از ره میرسه یکسره چادر میزنه غم به اندازه تاریکی شب ها تو دلم صدفم یک صدف پاکی و بی مروارید خالی ام لیک غم وسعت دریا تو دلم من نه رندم، نه هوس باز، نه افسونگر و مست چه کنم با تپش این همه حاشا تو دلم؟ ساغرم لیک به جان آمده از باده تن نقش لبخند به لب های من اما تو دلم دلم اندازه دنیا، غم دنیا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم در کنار تو صبوری نکند اما هم عاشقی در غم عشق تو شکیبا تو دلم من سراپا همه آشوب بهاران اما بارش ابر زمستان تمنا تو دلم من نه رندم، نه هوس باز، نه افسونگر و مست چه کنم با تپش این همه حاشا تو دلم؟ ساغرم لیک به جان آمده از باده تن نقش لبخند به لب های من اما تو دلم دلم اندازه دنیا، غم دنیا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم
-
8
دل از تو دلگیره
دل از تو دلگیره ببین اشکم سرازیره تو برده ای دل رو نگو به دست تقدیره تو خودت گناه میکنی روز منو سیاه می کنی وقتی غرق گریه میشم میشینی و نگاه مکنی دل از تو دلگیره ببین اشکم سرازیره تو برده ای دل رو نگو به دست تقدیره همه عمر آدم یه خزونه یه بهاره پشت روز روشن شب تاره شب تار امروز دل من درده و جاشو خالی کرده یه روزم جوونی میره و برنمی گرده
-
9
عشق بازيگر
ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا لحظه های زندگی در من به پایان می رسد با چشم گریان می رسد امروز و فردا آن دم این بیگانگی پیوسته آزارت کند رنجور و بیمارت کند اما دریغا زین همدلی ، زین همزبانی این گونه عشق جاودانی شوقی که در من دیده بودی هرگز نمی یابی نشانی گیرد گریبان تو را دست رقیبی انتها ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا تصویری از غم های من بر هم زند رویای تو رنج و غم امروز من غمگین کند فردای تو دانم خیال من تو را هرگز نمی سازد رها دانم خیال من تو را هرگز نمی سازد رها زین همدلی ، زین همزبانی این گونه عشق جاودانی شوقی که در من دیده بودی هرگز نمی یابی نشانی گیرد گریبان تو را دست رقیبی انتها ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
-
10
صدايم كن
صدايم كن شعر: معينى كرمانشاهى اهنك: بزرك لشكرى خواننده: مهستى انتشار ترانه: تابستان سال ١٣٥٣ تورا هركز نمى بخشم توتنها عشق من بودى به یاد آور زمانی را كه كرم سوختن بودى سرابى بودى واز تشنهكامى جشمهات بنداشتم روزى كويرى بودى و بذر وفا در سينهات مى كاشتم روزى مرا ديوانه بايد گفت، مىدانم تواى تنها اميد من تواى تنها بناه من تويى تنها در اين دنيا امید گاہ گاه من صدايم كُن، صدايم كُن ز تنهایی رهایم گُن
-
11
ديگر چه ميخواهى
ای فلك بی آشیان، تنهای تنها مانده ام، دیگر چه خواهی خسته و بی هم زبان، در سیل غم ها مانده ام، دیگر چه خواهی زندگی زندان شده،غم کنج دل مهمان شده اختیار دل از دست من بیرون شده در سكوت شب تنها پناه من باشد دل دیوانه ای من اسیر دل این دل به دام من در گوشه میخانه ای از دل من جدا، غم نشد، یك زمان هر شبی تا سحر، با دلم هم زبان ای فلك آتش به جانم، بر دل نامهربانم زیر و رو گردی الهی، از دلم دیگر چه خواهی چشم گریان مرا، هر شب تماشا می كنی هر کجا پنهان شوم، بازم تو پیدام می کنی عمری بلای من، بندی به پای من هستی شده هرچه می خواهی بكن با دل دیوانه ام ای فلك ای فلک گر نمی دانی بدان ساكن میخانه ام ای فلك ای فلك ای فلک ای فلک ای فلک، بی آشیان تنهای تنها مانده ام دیگر چه خواهی خسته و بی هم زبان، در سیل غم ها مانده ام، دیگر چه خواهی
-
12
ترس از جدایی
نگاهت با نگاهم آشنا نیست نگاهی دلپذیر و با صفا نیست من از این آشنایی می ترسم من از این دل جدایی میترسم می ترسم وقتی نو آمد به بازار یار کهنه بشه یاری دل آزار نگاهت با نگاهم آشنا نیست نگاهی دلپذیر و با صفا نیست من از اول ساده بودم و دل را به پای محبت فدا کردم به آسانی آشنا شدم و آشیانه خود را رها کردم من از این آشنایی می ترسم من از این دل جدایی میترسم می ترسم وقتی نو آمد به بازار یار کهنه بشه یاری دل آزار نگاهت با نگاهم آشنا نیست نگاهی دلپذیر و با صفا نیست
-
13
صداى پا مى آد
صداى يا آهنكساز: سياوش زندكانى ترانه سرا: شهين حنانه خوانندة: مهستى انتشار ترانه: تابستان سال ١٣٥٠ ديكه امشب صداي با نمياد غم مياد و كسى اينجا نمياد أسمون دل من بارونيه غم عشقت تو دلم زندونيه با ياد تو رفتم أروم توي آبرا نامت رو نوشتم باخط غم اونجا يک گلٍ مخبت توي باغ دلها ديگه وا نمى شه باز غروب درده، با دلت غم من آشنا نمى شه حالا مثل بونهها تو توي صحرا بى نشونى بيا تا بكم جه سخته غم اين بىهمزبونى
-
14
بستر غم
بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت بعد از تو هم با دل سخنها می توان گفت بعد از تو هم این سوز هجران هرگز نمی آید به پایان بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا بر جا بماند یا نماند بی تو هم دریای بی آرام دل شاید به طوفانم کشاند یا براند من که رسوای دل هستم کی زغم پروا کنم می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم دل ز دریا می زنم تا که دل دریا کنم دل کی شود آزاد از این باد فریاد از بی داد از این غم جز غم چه بود این عشق رسوا شد هستی ام بر باد از این غم بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت بعد از تو هم با دل سخن ها می توان گفت بعد از تو هم این سوز هجران هر گز نمی آید به پایان بعد از تو هم این سوز هجران هر گز نمی آید به پایان من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.