پرنده مهاجر
ترکها
-
1
پرنده مهاجر
ای پرنده مهاجر، ای پر از شهوت رفتن فاصله قد یه دنیاست، بین دنیای تو با من تو رفیق شاپرک ها، من تو فکر گلمونم تو پی عطر گل سرخ، من حریص بوی نونم دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور من دارم تو آدمک ها می میرم، تو برام از پریا قصه میگی من توی پیله وحشت می پوسم، برام از خنده چرا قصه میگی کوچه پس کوچه خاکی، در و دیوار شکسته آدمای روستایی، با پاهای پینه بسته پیش تو یه عکس تازه است واسه آلبوم قدیمی یا شنیدن یه قصه است از یه عاشق قدیمی برای من زندگی اینه، پر وسوسه پر غم یا مثل نفس کشیدن ، پر لذت دمادم ای پرنده مهاجر، ای همه شوق پریدن خستگی یه کوله باره، روی رخوت تن من مثل یک پلنگ زخمی پر وحشته نگاهم می میرم اما هنوزم دنبال یه جون پناهم نباید مثل یه سایه، زیر پاها زنده باشیم مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا واشیم
-
2
داد از این دل
دو زلفونت بود تار ربابم چه می خواهی از این حال خرابم تو که با مو یر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی به خوابم چرا هر نبمه شو آیی به خوابم فلک در قصد آزارم چرایی گلم گر نیستی خارم چرایی تو که باری ز دوشم بر نداری میونه بار سر بارم چرایی تو که نوشم نهی نیشم چرایی تو که یارم نهی پیشم چرایی تو که مرحم نهی زخم دلم را نمک پاش دل ریشم چرایی نمک پاش دل ریشم چرایی خدایا داد از این دل داد از این دل که یکدم مو نگشتم شاد از این دل چو فردا داد خواهان داد خواهند بگویم صد هزاران داد از این دل چو فردا داد خواهان داد خواهند بگویم صد هزاران داد از این دل دلم دور است و احوالش ندونم کسی خواهد که پیغامش رسونم خداوندا ز مرگم مهلتی ده که دیداری به دیدارش رسونم خداوندا ز مرگم مهلتی ده که دیداری به دیدارش رسونم اگه دردم یکی بودی چه بودی اگه غم اندکی بودی چه بودی ببالینم حبیبی یا طبیبی از این هر دویکی بودی چه بودی ندونم لخت و عریونم که کرده کدوم جلاد بی جونم که کرده بده خنجر که تا سینه کنم چاک ببینم عشق تو با مو چه کرده بده خنجر که تا سینه کم چاک ببینم عشق تو با مو چه کرده
-
3
گرگ بیابون
جوون مرد و بلند بالا توی کوه و توی صحرا چنون نی میزنه غمناک میخونه که کوهسار از غمش سردر گریبونه میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه میگن گرگ میگن گرگ جوون مرد و بلند بالا توی کوه و توی صحرا چنون نی میزنه غمناک میخونه که کوهسار از غمش سردر گریبونه که کوهسار از غمش سردر گریبونه میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه ولی هیچکی نمیدونه که اون از عشق نالونه دل و جونش تو ایرونه دل و جونش تو ایرونه میگن گرگ میگن فریاد خشم اون دل کوه رو میلرزونه میگن گرگ تو دستش نی میشه خنجر یکی دشمن نمیمونه میگن گرگ مثال رستم دستون میاد از جنگلها بیرون میگن گرگ به زیر پای اسب اون میشه کاخ ستم ویرون میشه کاخ ستم ویرون میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه میگن گرگ میگن گرگ جوون مرد و بلند بالا توی کوه و توی صحرا چنون نی میزنه غمناک میخونه که کوهسار از غمش سردر گریبونه که کوهسار از غمش سردر گریبونه میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه ولی هیچکی نمیدونه که اون از عشق نالونه دل و جونش تو ایرونه دل و جونش تو ایرونه میگن گرگ تنی تنها تنی زخمی دلش یکجا نمیمونه میگن گرگ سراپا خشم بیپایون براش دنیا یه زندونه میگن گرگ همه جون رو چنون آرش به تیری در کمون داره میگن گرگ نداره لحظهای آروم به پیکر تا که جون داره به رگها تا که خون داره میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه میگن گرگ میگن گرگ
-
4
لالا لالا گلِ زیره
لالا لالا گل زیره ، بابات دست هاش به زنجیره می گه هرگز نگو دیره که هر روز ، روز تقدیره لالا لالا گل گندم چی اومد بر سر مردم میون آتش افتادیم ، شدیم از روی دنیا گم لالا لالا بد آوردیم ، به نام زندگی مردیم خیانت شکل یاری شد ؛ ز یاران پشت پا خوردیم لالا لالا گل لاله ، حریم عشق پاماله سیاهی رنگ هر سفره سر هفت سین هر ساله لالا لالا گل زیره ، بابات دست هاش به زنجیره می گه هرگز نگو دیره که هر روز ، روز تقدیره به نام عشق و آزادی ، غم این خلق می خوردند ولی با دست خود ما را به قربانگاه می بردند کجایند آن همه دلسوز در این هنگامه ماتم که رفتند و رها کردند من و ما را به حال هم لالا لالا گل مریم ، شکسته حرمت آدم شدیم آواره عالم ، چرا تشنه به خون هم لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره می گه هرگز نگو دیره که هر روز ، روز تقدیره رهایی ریشه ی ما بود ، همه اندیشه ی ما بود ولی در آن روی سکه تبر بر ریشه ما بود گل و گلدون و گل خونه شده امروز یک ویرونه سر فواره ها خونه ، ببین مردن چه آسونه لالا لالا گل لاله ، حریم عشق پا ماله سیاهی رنگ هر سفره ، سر هفت سین هرساله لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره می گه هرگز نگو دیره که هر روز روز تقدیره لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره می گه هرگز نگو دیره که هر روز روز ، تقدیره لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره می گه هرگز نگو دیره که هر روز ، روز تقدیره
-
5
گره کور
کلاف سرنوشت من سردرگم همیشه طلسم کور این گره یه لحظه وا نمیشه طناب سرنوشت من تنها پل عبور اما به بیراهه میره با گرهی که کوره دیروز مسیر قصه هام یه جاده بود به خورشید امروز به بیراهه شده به شوره زار تردید از بود و از نبودم دل کندم و بریدم تا نیمه جون و خسته به این گره رسیدم به من کمک کن ای عشق این گره رو واکنم به قیمت سقوطم راهمو پیدا کنم کلاف سرنوشت من سردرگم همیشه طلسم کور این گره یه لحظه وا نمیشه طناب سرنوشت من تنها پل عبور اما به بیراهه میره با گرهی که کوره نه پشت سر راهی دارم نه راهی پیش روم اینجا نه آغازه برام نه راه من تمومه ببین که جون ندارم همیشه در تلاشم نذار تو این بیراهه هستیمو من ببازم به من کمک کن ای عشق این گره رو واکنم به قیمت سقوطم راهمو پیدا کنم
-
6
سقوط
وقتی که گل در نمیاد سواری اینور نمیاد کوه و بیابون چی چیه وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد این همه ناودون چی چیه حالا تو دست بی صدا دشنه ی ما شعر و غزل قصه ی مرگ عاطفه خوابای خوب بغل بغل انگار با هم غریبه ایم خوبیه ما دشمنیه کاش من و تو می فهمیدیم اومدنی رفتنیه تقصیر این قصه ها بود تقصیر این دشمنا بود اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود کسی حرف منو انگار نمی فهمه مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه کسی تنهاییمو از من نمی دزده درده ما رو در و دیوار نمی فهمه واسه ی تنهاییه خودم دلم می سوزه قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه سقوط من در خودمه سقوط ما مثل منه مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه دشمنیا مصیبته سقوط ما مصیبته مرگ صدا مصیبته مصیبته حقیقته حقیقته حقیقته تقصیر این قصه ها بود تقصیر این دشمنا بود اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
-
7
ولایت
ای همه شعر و حكایت ای بزرگ ای بی نهایت ای همه دار و ندارم اعتبارم ای ولایت گریه هام تو خنده هام تو گفتنم تو خواستنم تو وقت زادن پیرهنم تو وقت مردن كفنم تو پیش تو دریا حقیره حتی این دنیا حقیره كی می تونه از تو باشه اما دور از تو بمیره من عاشق كی می تونم لایق خاك تو باشم من كه میمرم اگه كه یه روزی از تو جدا شم لایق عشق تو یك روز كمونو گذاشت تو جونش اما باز پیش تو كم بود عشق آرش با كمونش ای همه شعر و حكایت ای بزرگ ای بی نهایت ای همه دار و ندارم اعتبارم ای ولایت گریه هام تو خنده هام تو گفتنم تو خواستنم تو وقت زادن پیرهنم تو وقت مردن كفنم تو اگه تو بخواهی از من جرات و نفس می گیرم از صدام یه تیر می سازم یه كمون به دست می گیرم حتی با دست بریده از صدام یه تیر می سازم اگه تو بخواهی از من حتی جونمو می بازم
-
8
نامه به وطن
یاران . یاران منشینید خموش ایران در سایه دار است زیر ساتور تبه کاران است منشینید خموش در کشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت هر ره دیگر بود مسدود جزء راه رذالت منشینید خموش سر خند از این غصه سپیدار و چمن خیزد رویم از بی تابوتی و کفن ای غرقه در هزار غم بی دوا وطن ای طعم گرگ عجل مبتلا وطن قربانیان تو همه گلگون قبا وطن عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن بی کس وطن غریب وطن بی نوا وطن مادرببین عروس وطن بی جهاز شد مادرببین دست اجانب دراز شد
Not playing
YouTube tracks pause when you lock the screen or switch apps — this is a browser limitation, not a bug.