Listen
متن
هی هی هی هی، هی هی هی هی
هی هی هی هی، هی هی هی هی
دیگه بی صبر و قرار، مونده توی حصار، روبرو صد تا دیوار، دیگه نیست راه فرار
حالا شوق موندن رو، باید از دل بگیرم، آخه طاقت ندارم، ذره ذره بمیرم
ای خدا بازی تو، کی تمومی می آره، بدن خسته ی من، دیگه جونی نداره؟
زمین اندازه ی من، حالا وا کرده دهن، دیگه آسوده می شه، زیر خاکستان من
هی هی هی هی، هی هی هی هی
هی هی هی هی، هی هی هی هی
آفتاب از سینه ی کوه، تا به بالا کشیده، مثل اینکه واسه من، روز مردن رسیده
دیگه شونه های من، از غم و غصه شکست، کِی می افته بدنم، مثل برگهای درخت؟
فصل که می شه بپرم، دست این خاکهای سرد
می ریزه دور و برم، برگهای مرده بازم
زمین اندازه ی من، حالا وا کرده دهن، دیگه آسوده می شه، زیر خاکستان من