Listen
متن
او رفت و شب شد
شعر: تورج نكهبان
أهنك: همايون خرم
خواننده: يروين
او رفت و شب شد
از رفتنش كويى جانم به لب شد
من مانده از آشيان جدا
بى عشق خود با غم اى خدا
از او نشانی نكرده پيدا فتادم از با
من كشته رسواى عالمى
بى مونس ويار وهمدمى
آن عشق دیرین چه شد که دیگر رمیده از ما
او از دست من دامن كشيده
غم در دل من آفريده
افكنده ما رادر دل صحرا در جستجويش تنها
من مانده از آشيان جدا
٠٠.
با اين همه سوز نهانم
يارب جه خواهد شد ندانم
بيكانه شد آن آشناء
كرد اشناى غم مرا
از كلبهام دامن كشان رفت
چون روشنى از آشيان رفت
من مانده از آشيان جدا