Listen
متن
(سیمین بهبهانی)
ای رقیب اگر یار او شدی، همچو من مهربان شو
ترک او مگو، در وفای او، یکدل و یکزبان شو
آن که همچو جان میپرستمش، آرزوی تو دارد
آن که بستهام دل به موی او، دل به سوی تو دارد
ای رقیب اگر یار او شدی، همچو من مهربان شو
ترک او مگو، در وفای او، یکدل و یکزبان شو
چو نشستی به خانهی او، دگر از او بهانه مجو
به کنارش تو بمان، که گذشتم من از او
با آن افسونگر چون نوشی ساغر از من یاد آور
آن که در پی او چشم حسرت من خیره مانده به در، رفت و یار تو شد
آن که بر دل من مانده داغ غمش، بیخبر ز دلم، غمگسار تو شد
گر که بودم بستهی مویش، بهره ز رویش نبردم و رفتم
هستیام او بود و به دستت، هستی خود را سپردم و رفتم
ای رقیب اگر یار او شدی، همچو من مهربان شو
ترک او مگو، در وفای او، یکدل و یکزبان شو