Listen
متن
قصه شهر سکوت شعر: اردلان سرافراز
:آهنگ فریدون شهبازیان خواننده: عارف
روزی دل من که تهی بود و غریب از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهر صدا که پُر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ی
مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینه ی سردم این شهر سکوت
شکست
دیوار ،سکوت از صدای : تو شد شهر هیاهو این سینه ی من
فریاد دلم به لبانم بنشست
خورشید منی منم آن بوته ی دشت من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور دریای منی، منم آن قایق خُرد ناگه تو مرا میبری بر ساحل دور
اکنون تو مرا همه شوری و صدا اکنون تو مرا همه نوری و امید در باغ دلم بنشین بار دگر ای پیکر تو چو گل یاس سپید