Listen
متن
ای خدا از آشیان مانده ام جدا کو یار من
در دلش چرا یا رب دگر ناله ی من اثر ندارد
این جهان یک دم نشد بر مراد من هر شب
ز دل گوی سخن یا رب مگر این شب من سحر ندارد
ای گر چه کسی به جز خدا به داد ما برسد
در واده ی غم به داد ما مگر خدا برسد من مانده ز اشیان جدا
به این خوشم که دمی همرا صبا به اشیان برسد
من عاشق دل شکسته ام قید جهان زده ام
یا رب چه کنم به دست خود شعله به جان زده ام
من عاشق دل شکسته ام قید جهان زده ام
یا رب چه کنم به دست خود شعله به جان زده ام
رفت از نظرم ان رویای طلایی افتاد عوض پا ای فتنه کجایی