Listen
متن
بشيمونى
شعر: امان منطقى
أهنك: انوشيروان روحانى
خواننده: عارف
ترانه فيلم: آبنبات چوبى | ١٣٥١
خداوندا جرا دنيا خرابه
همش جنكه ، همش رنك سرابه
جرا اون أرزوهاى طلايى
همش خوابه ، همش نقش بر آبه
بدرهامون كه تو تنهايى مردن
ز دور زندگى خيرى نبردن
اونا كه آدما رو مى شناختن
جرا ما رو به اين دنيا آوردن
به هرجا بنكری ، باغ ودر ودشت
نمى بينى به جز جهار وشش وهشت
همه مردم سراشون تو حسابه
فقط حرفاى خوب توى كتابه
خداوندا دلم خونه ، دلم خون
بريشونم ، بريشونم ، بريشون
از اين عمرى كه طى كردم به تلخى
بشيمونم ، بشيمونم ، بشيمون
حالا كه شد دل از غم باره باره
بشيمونى ديكه فايده نداره
دلم مى خواست كه يونزده ساله بودم
ميكردم زندكى از سر دوباره