Listen
متن
شعله سركش (شاخه كل ٢٨٢)
شعر: معينى كرمانشاهى
أهنك: حبيب الله بديعى
خواننده: بوران
الهی اگر عاشق شود
روزی چو من دیوانه اش گُن
جو ديوانه شد، همدرد من
در گوشهی میخانهاش گُن
به غم یارش گن، گرفتارش گن
تاز دل أهى كشد واشكى يفشاند
تا جو من بر أتش غم، دل را بنشاند
ز نامُرادى بايد اكنون سويٍ صحرا رو كُتم
به سنگ خارا نيمهشبها شکوەها از او كُنم
دادە از كف روشنی را
فانوس جشمم در جوانى
قصهها كويد نكاهم
با اين زبات بى زبانى
شعله در كاشانهام
سر مى كشد از آهٍ درد آميزم
روز و شب توفان گُند
دور از رُخش اين اشك سيل انكيزم