Listen
متن
رامش:
اى كه اسب كهر دارى
جه سودايى به سر دارى
توى خورجين خوش رنكت
طلا دارى، كوهر دارى
نمى دانم اسم تورا
كجاروى تك وتنها؟
رامين:
من كه اسب كهر دارم
سوداى تو به سر دارم
بلنك اين بر و بومم
که در دامت گرفتارم
خواهى چكار اسم مرا
تورا خواهم از اين دنيا
از كوه و صحرا اومدم
بى خبر، تنها اومدم
أمدهام زن بكيرم
دختر تركمن بكيرم
گر بزنی با بگشی
بى تواز اينجا نميرم
رامش:
ازجه بريشان شدهاى
خسته و نالان شدهاى
منم مهرت به دل دارم
تورا از جان خريدارم
نخواهم كس به غير از تو
تويى يارم، تويى يارم
رامين:
اسب وكلاه وايل وتبارم فداى تو
رامش:
از زر و زيور هرجه كه دارم فداى تو