Listen
متن
شادم گر هستی را به امید تو دادم
یادم کن یادم کن که به یاد تو شادم
آهم اما آهی که اثر نگذارم
اشکم اما اشکی که ز دیده فتادم
میخواهم محرم دل میجویم همدم دل
با من گوید غم خود با او گویم غم دل
شیرین کامی گل اندامی دلارامی
شادم کن با پیغامی
برگو با دلبندم پندم چه دهی
مفتونم مجنونم بندم چه نهی
.....آه....آه....آه
چه شود که کنی زطریق وفا روزی نگهی
میخواهم محرم دل میجویم همدم دل
با من گوید غم خود با او گویم غم دل
او که باشد جلوه ای ز هستی
من که باشم محو عشق و مستی
پیشه او ناز و خود ستایی
شیوه من عشق و می پرستی
.....
در دل دیوانه گم کردم وفای خویش را
بردم از خاطر خیال آشنای خویش را
در تن تب دار من تابی نماند از عاشقی
تا به گوش دل رسانم قصه های خویش را