Listen
متن
در بر تو گریه کنان آمدم و، برو برو گفتی و رفتی، مرا کُشتی و رفتی
بی خبر از سوز دل خون شده ام، به من برآشفتی و رفتی، مرا کُشتی و رفتی
باورم نمی آمد به این زودی، چنین بی وفا شوی، ز عاشق جدا شوی
من هم از خدا خواهم، تو هم روزی عاشق شوی و چو من، به غم مبتلا شوی
در بر تو گریه کنان آمدم و، برو برو گفتی و رفتی، مرا کُشتی و رفتی
به چشم من، قامت چون سرو تو، هر لحظه قیامت کند
چه بعد از این، جور فلک تاب منِ شکسته قامت کند
در بر تو گریه کنان آمدم و، برو برو گفتی و رفتی، مرا کُشتی و رفتی
بی خبر از سوز دل خون شده ام، به من برآشفتی و رفتی، مرا کشُتی و رفتی
این آتش دل بیقرارمه، آشنای دردم، ندیده رفتی
دردا که عاقبت چون کبوتر، از آشیان سردم، پریده رفتی
در بر تو گریه کنان آمدم و، برو برو گفتی و رفتی، مرا کُشتی و رفتی
بی خبر از سوز دل خون شده ام، به من برآشفتی و رفتی، مرا کُشتی و رفتی