Listen
متن
قصه کبوتر جاهی
ترانه سرا: داوود سنجانی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: واروزان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۲
دو کبوتر جاهی، خوشگل مثل ماه
یکیشون خاکستری، یکی سیاه
صبح تا شب بر میزدن تو آسمون
خونشون میون صحرا توی چاه
تو دلاشون غم و ترس راهی نداشت
تنهایی با اونا هیچ کاری نداشت
[همه شب ماه میومد بالای چاه]
[نور ماه تو خونشون چه لطفی داشت]
یه روزی وقتی اونا بیدار شدن
ته چاه، سبزهها پژمرده بودن
تور صیاد روی چاه افتاده بود
ته چاه موندن و بیقرار شدن
کبوتر جاهی میگفت چی کار کنه
صیادو مشغول یه کاری کنه
خوبه اون بره بیفته توی تور
کبوتر ماده جاش فرار کنه