Listen
متن
دعا
(زمين تر)
شعر: نادر نادربور
أهنك: انوشيروان روحانى
خواننده: بوران
زمين، زمين تر بود
هواء هواى باران. شب خزان
شبى چو من مشوش،
ومن كنارٍ آتش، دعا كُنان
كه مكر برخيزد باد سحرى
خبر آرد از آن يارٍ سفرى
ناكه آتش خاكستر شد
بانكى از تاريكى بر شد:
«كه جرا جانا بى مهرم مى خوانى
به خطا يادم از خاطر مى رانى»
همه شب چون آتش بيدارم
كه غمى سوزان در دل دارم
تو ميندارى در خوايم
كه به ديدارت بى تايم
كل قاصد از راه آمد
مزدهاى بس دلخواه آمد:
«كه اكر لختی از خود درگذری
دمر صبحات از وى آرم خبرى»
ناكهان بادى نجوا كرد
ياد او در من غوغا كرد
«كه جرا جانا بى مهرم مى خوانى
به خطا يادم از خاطر مى رانى»